خودروهای برقی؛ فرصتی برای صنعت و بازار سرمایه ایران
اکوایران: آینده خودروهای برقی در ایران را باید در پیوند میان صنعت خودرو، نظام انرژی و قدرت خرید مردم بررسی کرد. جهان به سمت برقیسازی حملونقل حرکت میکند؛ گزارش ۲۰۲۶ آژانس بینالمللی انرژی نیز ادامه گسترش این بازار را پیشبینی میکند. بااینحال، سرعت این تحول در کشورها یکسان نیست و ایران باید مسیر متناسب با واقعیتهای اقتصادی و صنعتی خود را انتخاب کند.
امیر حسین کاکایی، استاد دانشگاه و تحلیلگر خودرو در ششمین شماره دورنمای بازارها نوشت - به نظر من، خودروهای برقی در بازار ایران ظرفیت رشد دارند، اما تبدیل این ظرفیت به تقاضای پایدار، صرفاً با واردات خودرو یا اعلام برنامه تولید اتفاق نمیافتد. خریدار باید درباره دسترسی به شارژ، خدمات پس از فروش، تأمین قطعات، عمر و هزینه تعویض باتری و ارزش فروش مجدد اطمینان پیدا کند. برای خانواری که خودرو بخش بزرگی از دارایی اوست، این اطمینان به اندازه فناوری اهمیت دارد.
از طرف دیگر، اقتصاد استفاده از خودرو تعیینکننده است. وقتی بنزین با قیمت یارانهای عرضه میشود، صرفهجویی در هزینه انرژی لزوماً نمیتواند قیمت اولیه بالاتر خودرو را برای همه خریداران جبران کند. بنابراین، در مرحله نخست، اولویت دادن به تاکسیها، ناوگان توزیع شهری و خودروهای پرتردد با مسیر مشخص، منطقیتر به نظر میرسد؛ البته مشروط به آنکه محاسبه هزینه کل مالکیت، مزیت اقتصادی آنها را نشان دهد.
موضوع مهم دیگر، برق است. توسعه خودروهای برقی بدون برنامه تأمین انرژی و مدیریت شارژ، ممکن است فشار تازهای بر شبکه وارد کند. باید زمان و محل شارژ، ظرفیت شبکه توزیع و امکان استفاده از برق تجدیدپذیر همزمان بررسی شود. همچنین، کاهش آلودگی در محل تردد خودرو را نباید با حذف کامل آلایندگی در زنجیره تولید و مصرف انرژی یکسان دانست.
اما فرصت بازار سرمایه دقیقاً از همینجا آغاز میشود. ارزش اقتصادی این تحول تنها در فروش خودرو خلاصه نمیشود. ساخت تجهیزات شارژ، بهرهبرداری از ایستگاهها، تولید مجموعه باتری و سامانه مدیریت آن، الکترونیک قدرت، موتور برقی، خدمات نرمافزاری و بازیافت، هرکدام میتوانند زمینه شکلگیری کسبوکارهای جدید باشند. برای صنعت ایران، انتخاب حلقههایی که قابلیت رقابت و مقیاس اقتصادی دارند، از اصرار بر داخلیسازی همه اجزا مهمتر است.
بازار سرمایه میتواند با ابزارهایی مانند افزایش سرمایه، انتشار اوراق و صندوقهای پروژه، متناسب با مقررات و ویژگی هر طرح، منابع موردنیاز این زنجیره را تجهیز کند. برای مثال، شبکه شارژ ناوگان تاکسی زمانی قابلیت تأمین مالی بهتری پیدا میکند که تعداد خودروهای استفادهکننده، قرارداد خدمات، تعرفه شارژ و هزینه برق آن مشخص باشد. در چنین شرایطی، سرمایهگذار میتواند جریان درآمد و ریسک پروژه را ارزیابی کند.
بااینحال، نباید میان جذابیت فناوری و سودآوری بنگاه علامت مساوی گذاشت. شرکتی که صرفاً عنوان «برقی» را به برنامههای خود اضافه میکند، الزاماً ارزش اقتصادی تازهای نمیسازد. معیار باید فروش واقعی، حاشیه سود، توان خدماترسانی و جریان نقد باشد. ثبات سیاستهای ارزی، تجاری و انرژی نیز شرط ضروری جذب سرمایه بلندمدت است.
در نتیجه، آینده این بازار در ایران میتواند امیدوارکننده باشد، مشروط بر آنکه سیاستگذار از تصمیمهای مقطعی فاصله بگیرد و زنجیره خودرو، انرژی و خدمات را یکپارچه ببیند. بازار سرمایه نیز زمانی از این تحول بهره میبرد که منابع مردم به پروژههای اقتصادی، شفاف و پاسخگو هدایت شود.
همچنین برای این ایجاد یک بستر سرمایه گذاری مناسب در چنین زمینهای، حاکمیت باید به سرمایه گذاران اطمینان دهد که برای مدتی مناسب، که در این زمینه حداقل پنج سال است، سیاست های اقتصادی، مالی، فنی و حقوقی اش تغییر معنی داری نمی کند. هر چند که با توجه به شرایط فعلی، لازم است برخی موارد به نفع خودروهای برقی نبست به خودروی استفاده کننده از سوخت های فسیلی بهبود یابد.
خبرهای مشابهی در منابع دیگر هست، ولی داور خودکار هنوز همخوانیشان را بررسی نکرده است.
همین رویداد در منابع دیگر:
بررسی خودکار: مقایسه با خبرهای ۷۲ ساعت اخیر منابع دیگر و اعتبار پایهی منبع؛ جایگزین داوری انسانی نیست.منبع: اکوایران