همه‌ی اخبار

بحران تازه اروپا؛ وقتی شوک انرژی بر زخم‌های قدیمی اقتصاد می‌نشیند

اکوایرانتأیید نسبی

اکوایران: بحران‌های اقتصادی و اجتماعی اروپا در هفته‌های اخیر، بیش از هر چیز زیر سایه شوک تازه انرژی شکل گرفته‌اند؛ شوکی که با افزایش هزینه نفت و گاز، فشار بر معیشت خانوارها را تشدید کرده و نارضایتی‌های اقتصادی را به سطح تازه‌ای رسانده است. با این حال، گرانی انرژی را باید نه آغاز تمام مشکلات اروپا، بلکه ضربه نهایی به اقتصادی دانست که از سال‌ها پیش با افزایش انباشته قیمت‌ها، فرسایش قدرت خرید و ضعف ا

بحران‌های اقتصادی و اجتماعی اروپا در هفته‌های اخیر، بیش از هر چیز زیر سایه شوک تازه انرژی شکل گرفته‌اند؛ شوکی که با افزایش هزینه نفت و گاز، فشار بر معیشت خانوارها را تشدید کرده و نارضایتی‌های اقتصادی را به سطح تازه‌ای رسانده است. با این حال، گرانی انرژی را باید نه آغاز تمام مشکلات اروپا، بلکه ضربه نهایی به اقتصادی دانست که از سال‌ها پیش با افزایش انباشته قیمت‌ها، فرسایش قدرت خرید و ضعف اعتماد مصرف‌کنندگان دست‌وپنجه نرم می‌کرد. در چنین شرایطی، جهش دوباره هزینه انرژی صرفاً به معنای گران‌تر شدن سوخت و قبوض نیست. این شوک، هزینه تولید و زندگی را بالا می‌برد، منابع مالی در دسترس خانوارها برای سایر مخارج را محدود می‌کند و فشار بر دولت‌ها و بنگاه‌ها را افزایش می‌دهد. به این ترتیب، انرژی به محرک اصلی تشدید بحران کنونی تبدیل شده است؛ عاملی که بر بستر نارضایتی‌های پیشین عمل می‌کند و می‌تواند مشکلات معیشتی را به نارضایتی اجتماعی و تنش سیاسی تبدیل کند.

نمودار 1 – روند تورم نقطه به نقطه منطقه یورو (درصد، ماهانه، نوامبر 2021 – آگوست 2026)

در تازه‌ترین آمار منتشرشده، تورم سالانه منطقه یورو از ۲.۲ درصد در سپتامبر ۲۰۲۵ به ۳.۸ درصد در سپتامبر ۲۰۲۶ رسیده است. تورم ماهانه نیز در سپتامبر ۰.۶ درصد بود. با این حال، نکته مهم‌تر از خود نرخ تورم، ترکیب عوامل ایجادکننده آن است: تورم انرژی در منطقه یورو به ۱۸.۹ درصد رسید و سهم انرژی در نرخ تورم سالانه، ۱.۷۱ واحد درصد برآورد شد. این در حالی است که تورم کالاهای صنعتی غیرانرژی ۱.۱ درصد و تورم مواد غذایی، الکل و دخانیات ۱.۳ درصد بود. به بیان دیگر، انرژی دوباره به یکی از عوامل اصلی فشار تورمی تبدیل شده است. اما آیا تورم ۳.۸ درصدی به‌تنهایی می‌تواند چنین ابعادی از نگرانی اقتصادی ایجاد کند؟ پاسخ منفی است. اگرچه این نرخ از هدف ۲ درصدی بانک مرکزی اروپا فاصله دارد، شدت بحران را باید در پیوند میان تورم جاری و افزایش انباشته قیمت‌ها در سال‌های گذشته جست‌وجو کرد. تورم، نرخ افزایش قیمت‌هاست، نه میزان گرانی آنها. کاهش تورم از سطوح بالا به معنای بازگشت قیمت‌ها به گذشته نیست؛ قیمت‌هایی که در دوره‌های قبلی افزایش یافته‌اند، معمولاً در همان سطح بالا باقی می‌مانند. بنابراین، حتی اگر تورم برای مدتی به محدوده ۲ تا ۳ درصد بازگردد، خانوارها همچنان باید هزینه‌های بسیار بالاتری نسبت به چند سال قبل بپردازند.

نمودار 2 – روند تورم انرژی و مواد غذایی منطقه یورو (درصد، ماهانه، نوامبر 2021 – آگوست 2026)

این مسئله را می‌توان در بازار مواد غذایی مشاهده کرد.بررسی‌ها در ۲۶ کشور اروپایی نشان می‌دهد که قیمت مواد غذایی و نوشیدنی‌های غیرالکلی در اتحادیه اروپا از آگوست ۲۰۲۱ تا آگوست ۲۰۲۶، ۳۴ درصد افزایش یافته است. این افزایش در مجارستان ۵۷ درصد، بلغارستان ۵۴ درصد و رومانی ۵۳ درصد بود. در میان اقتصادهای بزرگ‌تر اتحادیه، افزایش قیمت غذا در آلمان ۳۴ درصد، اسپانیا ۳۵ درصد، ایتالیا ۳۰ درصد و فرانسه ۲۵ درصد گزارش شده است. این ارقام نشان می‌دهند که حتی در کشورهایی که تورم سالانه اکنون پایین‌تر است، خانوارها همچنان با سطح بالاتری از هزینه‌های ضروری زندگی روبه‌رو هستند.

نمودار 3 – مقایسه رشد حداقل دستمزد و تورم انباشته کشور‌های درگیر بحران اتحادیه اروپا (درصد، آگوست 2021 – اگوست 2026)

نمودار 4 – مقایسه تورم انباشته مواد غذایی کشور‌های اتحادیه اروپا (درصد، آگوست 2021 – اگوست 2026)

مقایسه این افزایش قیمت‌ها با رشد حداقل دستمزد نیز تصویر مهم‌تری از وضعیت قدرت خرید ارائه می‌دهد.طی همین دوره پنج‌ساله، حداقل دستمزد اسمی در آلمان ۴۶ درصد، در اسپانیا ۲۹ درصد و در فرانسه ۲۰ درصد افزایش یافت. بنابراین، افزایش دستمزدها در آلمان از رشد قیمت غذا بیشتر بود، اما در اسپانیا و فرانسه از آن عقب ماند. یورونیوز برآورد کرده است که قدرت خرید غذایی افراد دریافت‌کننده حداقل دستمزد در اسپانیا طی این دوره ۵ درصد و در فرانسه ۴ درصد کاهش یافته است، در حالی که قدرت خرید غذایی در آلمان ۹ درصد افزایش پیدا کرد.

نمودار 5 – مقایسه رشد حداقل دستمزد کشور‌های اتحادیه اروپا (درصد، آگوست 2021 – اگوست 2026)

نمودار 6 – مقایسه رشد قدرت خرید مواد غذایی کشور‌های اتحادیه اروپا (درصد، آگوست 2021 – اگوست 2026)

این تفاوت نشان می‌دهد که بحران معیشتی در اروپا یکسان نیست و نمی‌توان از یک تجربه مشترک برای تمام کشورهای این قاره سخن گفت. با این حال، حتی در کشورهایی که حداقل دستمزد از قیمت غذا پیشی گرفته است، این مقایسه به‌تنهایی به معنای بهبود کامل وضعیت خانوار نیست. برآورد‌های منابع مختلف بیشتر بر دستمزد ناخالص و قیمت مواد غذایی متمرکز است و هزینه‌هایی مانند اجاره مسکن، مالیات، حمل‌ونقل و انرژی را به‌طور کامل در نظر نمی‌گیرد. در نتیجه، ممکن است قدرت خرید غذایی یک کارگر افزایش یافته باشد، اما سهم کمتری از درآمد او پس از پرداخت هزینه‌های ضروری برای سایر مخارج باقی بماند.

از این منظر، شوک جدید انرژی در شرایطی به اقتصاد اروپا وارد شده که بخشی از خانوارها هنوز آثار افزایش هزینه‌های زندگی در سال‌های گذشته را جبران نکرده‌اند. گزارش بانک مرکزی اروپا درباره اثر قیمت انرژی بر مصرف خانوارها، این آسیب‌پذیری را به‌روشنی توضیح می‌دهد. براساس این گزارش، خانوارهای واقع در پایین‌ترین پنجک درآمدی حدود ۹ درصد از درآمد قابل تصرف خود را صرف انرژی می‌کنند؛ در حالی که این سهم برای خانوارها به‌طور متوسط حدود ۵.۵ درصد است. افزون بر این، نرخ پس‌انداز میانه در پایین‌ترین پنجک درآمدی منفی ۵.۸ درصد گزارش شده است؛ نشانه‌ای از اینکه این گروه برای تأمین هزینه‌های جاری، در بسیاری موارد امکان اتکای کافی به پس‌انداز را ندارد. اهمیت این ارقام در آن است که افزایش قیمت انرژی برای همه خانوارها اثر یکسانی ندارد. خانواری که بخش کوچکی از درآمدش را صرف برق، گاز و سوخت می‌کند، ممکن است بتواند با کاهش مخارج غیرضروری یا استفاده از پس‌انداز، شوک را مدیریت کند. اما برای خانواری که بخش بزرگی از درآمدش صرف نیازهای اساسی می‌شود، افزایش هزینه انرژی به معنای کاهش مستقیم پول در دسترس برای غذا، پوشاک و سایر مخارج است. از همین رو، یک شوک یکسان می‌تواند فشار بسیار بیشتری بر دهک‌ها و پنجک‌های پایین درآمدی وارد کند.

نمودار 7 – سهم هزینه‌های انرژی از درآمد در بین پنجک‌های درآمدی خانوار در اتحادیه اروپا (درصد)

نمودار 8 - سهم پس‌انداز از درآمد در بین پنجک‌های درآمدی خانوار در اتحادیه اروپا (درصد)

بانک مرکزی اروپا همچنین تأکید می‌کند که پیامد افزایش قیمت انرژی تنها به هزینه مستقیم قبوض و سوخت محدود نمی‌شود. از آنجا که منطقه یورو واردکننده خالص انرژی است، افزایش قیمت واردات انرژی به معنای انتقال بخشی از درآمد واقعی اقتصاد به خارج از منطقه است. در سطح بنگاه‌ها نیز انرژی گران‌تر می‌تواند هزینه تولید را افزایش دهد و شرکت‌ها را به کاهش تولید و تقاضا برای نیروی کار سوق دهد. برآورد مدل این بانک نشان می‌دهد حدود ۸۰ درصد کاهش مصرف کل ناشی از شوک انرژی در سناریوی بررسی‌شده، از مسیر افت درآمد واقعی خانوارها ــ از طریق دستمزد و اشتغال ــ اتفاق می‌افتد، نه صرفاً افزایش مستقیم قیمت انرژی. این برآورد نتیجه یک مدل اقتصادی با فرض‌های مشخص است و نباید آن را اندازه‌گیری قطعی اثر نهایی جنگ بر اقتصاد اروپا تلقی کرد.

شاخص‌های اعتماد مصرف‌کننده نیز نشان می‌دهند که نگرانی خانوارها پیش از انتشار آخرین داده‌های تورمی وجود داشته است. براساس کمیسیون اروپا، شاخص اعتماد مصرف‌کننده در سپتامبر ۲۰۲۶ در اتحادیه اروپا به منفی ۱۵.۸ و در منطقه یورو به منفی ۱۶.۵ رسید؛ هر دو شاخص پس از چهار ماه بهبود، دوباره از میانگین بلندمدت خود فاصله گرفتند. شاخص احساسات اقتصادی نیز در اتحادیه اروپا و منطقه یورو به ۹۷.۹ کاهش یافت. وضعیت فرانسه نمونه دیگری از فاصله میان تورم جاری و احساس واقعی خانوارهاست. براساس گزارش مؤسسه ملی آمار و مطالعات اقتصادی فرانسه (INSEE)، شاخص اعتماد خانوارها در سپتامبر روی عدد ۸۶ ثابت ماند؛ در حالی که میانگین بلندمدت آن ۱۰۰ است. در همان ماه، تراز پاسخ‌های خانوارها درباره افزایش قیمت‌ها در دوازده ماه گذشته با هفت واحد افزایش به ۳۳ رسید. این شاخص به معنای نرخ تورم ۳۳ درصدی نیست، بلکه نشان‌دهنده غلبه پاسخ‌هایی است که افزایش قیمت‌ها را گزارش می‌کنند. با این حال، فاصله آن از میانگین بلندمدت نشان می‌دهد که تجربه گرانی همچنان در ذهن خانوارها برجسته است.

نمودار 9 – روند شاخص اعتماد مصرف‌کننده منطقه یورو و اتحادیه اروپا (درصد، ماهانه، نوامبر 2021 – آگوست 2026)

از این منظر، تعبیر «تیر خلاص» برای شوک انرژی زمانی معنا پیدا می‌کند که آن را در چارچوب انباشت فشارها ببینیم. اروپا پیش از جنگ اوکراین نیز با افزایش قیمت‌ها و چالش‌های ساختاری روبه‌رو بود؛ جنگ روسیه و اوکراین این مشکلات را با جهش هزینه انرژی و اختلال در زنجیره‌های تأمین تشدید کرد. در سال‌های بعد، کاهش نرخ تورم نتوانست سطح عمومی قیمت‌ها را به وضعیت پیش از بحران بازگرداند. اکنون جنگ خاورمیانه و اختلال در عرضه نفت، فشار تازه‌ای را بر هزینه انرژی وارد کرده است. تفاوت این مرحله با دوره‌های قبلی فقط در اندازه شوک نیست، بلکه در شرایطی است که این شوک به آن اضافه می‌شود: خانوارهایی که بخشی از قدرت خرید خود را از دست داده‌اند، شرکت‌هایی که با هزینه‌های بالاتر فعالیت می‌کنند و دولت‌هایی که باید میان حمایت از مصرف‌کننده، کنترل کسری بودجه و حفظ انگیزه سرمایه‌گذاری توازن برقرار کنند.

در نتیجه، بحران امروز اروپا را نباید صرفاً به افزایش چند واحد درصدی تورم تقلیل داد. مسئله اصلی، انباشت افزایش قیمت‌ها در سال‌های گذشته، جبران ناکامل آن از مسیر دستمزدها و توزیع نامتوازن فشار هزینه‌های ضروری است.افزایش قیمت انرژی این فشار را دوباره تشدید کرده و هم‌زمان اعتماد مصرف‌کنندگان را تضعیف می‌کند.در چنین شرایطی، حتی اگر تورم در ماه‌های آینده کاهش یابد، بهبود احساس اقتصادی خانوارها لزوماً سریع نخواهد بود؛ زیرا کاهش نرخ تورم به‌خودی‌خود هزینه‌های انباشته‌شده را از بین نمی‌برد.بحران اروپا بیش از آنکه صرفاً بحران تورم جاری باشد، بحران قدرت خرید انباشته‌شده و کاهش توان خانوارها برای تحمل شوک‌های تازه است؛ و شوک انرژی، این آسیب‌پذیری را دوباره به مرکز توجه آورده است.

راستی‌آزماییتأیید نسبی۴۴٪

خبرهای مشابهی در منابع دیگر هست، ولی داور خودکار هنوز هم‌خوانی‌شان را بررسی نکرده است.

همین رویداد در منابع دیگر:

بررسی خودکار: مقایسه با خبرهای ۷۲ ساعت اخیر منابع دیگر و اعتبار پایه‌ی منبع؛ جایگزین داوری انسانی نیست.