هالووین در تهران؛ چرا جشنهای وارداتی برای برخی جوانان و نوجوانان جذابترند؟

لباسهای عجیب، گریمهای ترسناک و دورهمیهای هالووینی در تهران فقط یک موج سرگرمی نیست. این پدیده از تأثیر رسانههای جهانی و بازار سرگرمی خبر میدهد، اما پرسش مهمتر این است: وقتی نسل جدید برای شادی و هیجان جمعی گزینههای جذاب و در دسترس ندارد، خیابان چه نقشی پیدا میکند؟
به گزارش ایسنا، به نقل از تابناک، تصاویر و ویدئوهای منتشرشده از روزهای پایانی اکتبر نشان میدهد گروههایی از جوانان با لباسها و گریمهای متفاوت در نقاطی از تهران حضور یافتهاند. پنجشنبه و جمعه گذشته، محدوده ایرانشهر و کریمخان و برخی کافهها و خیابانهای تهران میزبان افرادی بودند که با ماسکهای ترسناک، چهرهپردازیهای عجیب و لباسهایی با الهام از شخصیتهای سینمایی و داستانی، هالووین را بهانهای برای دورهمی و سرگرمی کردند.
فروشگاهها و صفحات مجازی نیز با عرضه لباس، لوازم تزئینی و ابزار گریم به رونق این مناسبت کمک کردند. هالووین در سالهای اخیر برای بخشی از جوانان ایرانی به فرصتی برای عکاسی، دورهمی و تولید محتوا تبدیل شده است؛ مناسبتی که نه در تاریخ ایران ریشه دارد و نه جزو آیینها و سنتهای بومی ماست.
هالووین چیست و چرا الگوبرداری سطحی است؟
هالووین هر سال شب ۳۱ اکتبر برگزار میشود و ریشه در سنتهای اقوام سلت، بهویژه آیین سمهین، دارد. این مراسم در گذر زمان و بهخصوص در آمریکا به رویدادی عمومی و تجاری با نمادهایی مانند کدوهای تزئینشده، ماسک، گریم و مهمانیهای موضوعی تبدیل شد.
آنچه امروز در ایران دیده میشود بیشتر بازتاب شکل سرگرمیمحور آن است تا شناخت پیشینهاش. بعید است بسیاری از شرکتکنندگان از ریشههای تاریخی این مناسبت خبر داشته باشند. برای خیلیها ماجرا به لباس، گریم، ماسک، کدوی تزئینی، عکاسی و دورهمی خلاصه میشود؛ یعنی وامگرفتن ظاهر و نمادهای یک سنت، بدون شناخت زمینه فرهنگی و تاریخی آن.
شبکههای اجتماعی؛ وقتی مناسبتها با دیدهشدن زنده میمانند
نقش اینستاگرام و دیگر شبکهها در گسترش هالووین فراتر از انتشار چند تصویر است. الگوریتمهای پیشنهاد محتوا، برجستهسازی تصاویر جذاب و ایجاد موجهای تقلیدی به بازتولید چنین مناسبتهایی کمک میکنند. لباسها، گریمها و دکورهای چشمگیر محتوایی مناسب بازنشر تولید میکنند و بازار سرگرمی هم با فروش لوازم و تبلیغ مهمانیهای موضوعی از این فرصت بهره میبرد.
در چنین فضایی، یک مناسبت گاهی بیش از آنکه در زندگی واقعی مردم ریشه داشته باشد، در چرخه دیدهشدن، بازنشر و رقابت برای جلب توجه جان میگیرد. نمونهاش فراوان است؛ از جشنواره فیتکس تا ماراتن مختلط. مناسبتها در این فضا بیش از معنا و پیشینه، با قابلیت تولید محتوای جذاب سنجیده میشوند و فرهنگ به فرصتی برای نمایش سبک زندگی بدل میشود.
مسئله اصلی؛ نه موافقت یا مخالفت با یک جشن وارداتی
مسئله اصلی در مواجهه با هالووین، موافقت یا مخالفت با یک جشن وارداتی نیست. مسئله مهمتری وجود دارد که کمتر دربارهاش صحبت میشود: جامعه، بهویژه نسل جدید، به تفریح، نشاط، هیجان و فرصتهای متنوع برای تخلیه انرژی و تجربه شادی جمعی نیاز دارد. این نیاز را نمیتوان نادیده گرفت یا با توصیه و موعظه پاسخ داد.
بخشی از نوجوانان و جوانان این انرژی را در باشگاههای ورزشی، فعالیتهای بسیج و گروههای جهادی و داوطلبانه خرج میکنند. اما بخش جدی و مهمی از جامعه از این مسیرها دور میماند، علایق دیگری دارد (هنر، موسیقی، بازی، دورهمی و تجربههای تازه شهری) و درگیر نوعی انباشت هیجانی میشود. این تنوع سلیقه باید در برنامهریزی فرهنگی به رسمیت شناخته شود.
وقتی فرصتهای رسمی و در دسترس برای شادی و حضور اجتماعی متناسب با اقتضائات نسل جدید محدود است، طبیعی است که این نیاز در قالبهای دیگر بروز کند: گاهی در مناسبتهای وارداتی، گاهی در دورهمیهای خصوصی و گاهی در خیابان. اگر خیابان به تنها یا اصلیترین محل بروز این هیجانهای انباشته تبدیل شود، باید آن را نشانه کمبود فضاهای متنوع و پذیرفتهشده برای نشاط عمومی دانست. بنابراین حضور جوانان در هالووین را نباید صرفاً به علاقه به فرهنگ غربی تقلیل داد.
سیاستگذاری فرهنگی؛ حلقه مفقوده
یکی از مسائل اساسی سیاستگذاری فرهنگی همینجاست: برای نیازهای تفریحی و سرگرمی نسل جدید هنوز به اندازه کافی جدی، خلاقانه و واقعبینانه برنامهریزی نشده است. نمیتوان انتظار داشت جوان به الگوهای فرهنگی مورد تأکید ما وفادار بماند، اما برای شادی، هیجان، تجربههای تازه و حضور جمعیاش جایگزین جذاب و در دسترس فراهم نشود.
حتی در برگزاری سنتهای بومی هنوز در ابتدای مسیر هستیم. یلدا، تیرگان و سپندارمذگان ظرفیت تبدیلشدن به جشنهای شهری، فعالیتهای هنری و بازیهای گروهی را دارند، اما بیشتر در قالب مراسم خانوادگی، محدود یا تشریفاتی ماندهاند و مدل تخلیه جمعی و عمومی هیجان در آنها به رسمیت شناخته نشده است. صرف معرفی پیشینه یک آیین یا تأکید بر ایرانیبودنش کافی نیست؛ جوان باید در طراحی و اجرای این مناسبتها سهم داشته باشد و از حضور در آنها تجربهای جذاب بیابد.
اینجا پرسشهایی از متولیان فرهنگی مطرح است: چرا برای مناسبتهای بومی برنامههای شهری فراگیر و خلاقانه طراحی نمیشود؟ چرا ظرفیت شهرداریها، مراکز فرهنگی، گروههای هنری و تشکلهای مردمی برای رویدادهای قانونمند و متناسب با سلیقه جوانان منسجم به کار گرفته نمیشود؟
برخورد انتظامی راهحل پایدار نیست
در سال گذشته نیز محدودیت برگزاری برخی گردهماییهای مرتبط با هالووین و ممنوعیت آن از سوی پلیس مطرح شد. البته برگزاری برنامه در فضاهای عمومی باید تابع قانون باشد؛ اما مواجهه صرفاً انتظامی و امنیتی با یک پدیده فرهنگی و اجتماعی راهحل پایداری نیست. چنین برخوردی ممکن است در کوتاهمدت شکل ظاهری پدیده را محدود کند، اما نیاز اجتماعی پشت آن را از بین نمیبرد و گاهی به یک سرگرمی معمولی جذابیت اعتراضی و نمادین میدهد.
پدیده فرهنگی را باید با شناخت زمینههای شکلگیری، گفتوگو، اقناع و فراهمکردن فرصتهای جایگزین مدیریت کرد. اگر قرار است از هویت ایرانی و اسلامی در برابر نفوذ الگوهای وارداتی صیانت شود، نمیتوان هشدار داد و در عین حال میدان نشاط و سرگرمی عمومی را بدون برنامه رها کرد.
فرهنگ با دستور حفظ نمیشود
هالووین در تهران فقط داستان چند لباس و گریم متفاوت نیست. این پدیده هم تأثیر رسانهها و بازار سرگرمی جهانی بر سبک زندگی بخشی از جامعه را نشان میدهد و هم ضعف برنامهریزی برای شادی و هیجان جمعی نسل جدید را. مخالفت صرف با مناسبتهای وارداتی سنتهای بومی را زنده نمیکند؛ باید مناسبتهای ملی و فرهنگی را از حالت تشریفاتی و تکراری بیرون آورد و برای جوانان تجربههایی زنده، جذاب و مشارکتپذیر ساخت. فرهنگ با تجربه، مشارکت، جذابیت و احساس تعلق زنده میماند.
تا این لحظه منبع مستقل دیگری این خبر را منتشر نکرده است.
بررسی خودکار: مقایسه با خبرهای ۷۲ ساعت اخیر منابع دیگر و اعتبار پایهی منبع؛ جایگزین داوری انسانی نیست.منبع: ایسنا