همه‌ی اخبار

باید به کودکان یاد بدهیم هوش مصنوعی دانای کل نیست

خبرگزاری مهرتأیید نسبی

پژوهشگر هوش مصنوعی گفت: هوش مصنوعی دانای کل نیست و پاسخ‌های آن لزوماً درست نیستند؛ ازاین‌رو، والدین باید به کودکان بیاموزند که پاسخ‌های این فناوری را ارزیابی کنند.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست تخصصی «شهروندان جامعه اطلاعاتی و مهارت‌های والدگری دیجیتال در عصر هوش مصنوعی» به مناسبت هفته سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی چهارشنبه ۶ آبان با حضور علی صفرنواده و ماجد غروی، پژوهشگران هوش مصنوعی و اجرای علیرضا خرازی، عضو هیات علمی موسسه آموزش عالی دانش‌پژوهان پیشرو برگزار شد.

علی صفرنواده، پژوهشگر هوش مصنوعی درباره اهمیت سواد هوش مصنوعی و نقش والدین در آموزش استفاده صحیح از آن گفت: در جامعه اطلاعاتی، اطلاعات اهمیت بسیار زیادی دارد و تولید، پردازش و مصرف اطلاعات از ارکان مهم آن به شمار می‌رود. در این جا سؤال اصلی این است: وقتی فرزند ما پاسخی از هوش مصنوعی دریافت می‌کند، چگونه می‌تواند تشخیص دهد که این پاسخ درست، قابل اعتماد و مناسب است؟ اساساً آیا به هوش مصنوعی اعتماد می‌کند؟ ممکن است کودک یا نوجوان اصلاً به این فکر نکند که پاسخ دریافتی درست است یا خیر و هوش مصنوعی را دانای کل بداند؛ همان‌طور که بسیاری از افراد چنین تصوری دارند و احساس می‌کنند هر چیزی که هوش مصنوعی می‌گوید، درست است.

صفرنواده، افزود: نکته این است که چگونه می‌توانیم این تفکر را در فرزند خود ایجاد کنیم که هر آنچه هوش مصنوعی می‌گوید، لزوماً درست نیست. حتی اگر این تفکر را داشته باشد، چگونه می‌تواند پاسخ‌ها را ارزیابی کند و میان حوزه‌های مختلفی که از هوش مصنوعی در آن‌ها استفاده می‌شود، تمایز قائل شود؟ یکی از راهکارهای پیشنهادی این است که منابع دیگر را نیز بررسی کنیم؛ برای مثال، به کتاب‌ها و مقالات مراجعه کنیم، در اینترنت جست‌وجو کنیم، از هوش مصنوعی بخواهیم منبع اطلاعات خود را معرفی کند و سپس بررسی کنیم که آیا مطلب موردنظر واقعاً در آن منبع وجود دارد یا خیر. همچنین می‌توان پاسخ را با پاسخ‌های ابزارهای هوش مصنوعی دیگر مقایسه کرد.

پژوهشگر هوش مصنوعی، به استفاده آگاهانه از هوش مصنوعی اشاره و بیان کرد: هوش مصنوعی صرفاً یک ابزار تازه در کنار سایر ابزارهای زندگی ما نیست، بلکه به بازیگری جدی تبدیل شده است که محیط تربیت و رشد فرزندان ما را تغییر می‌دهد. این فناوری به بخشی از محیطی تبدیل شده است که کودکان در آن یاد می‌گیرند، تصمیم می‌گیرند و جهان را می‌شناسند. البته هوش مصنوعی مزایای متعددی نیز دارد و اگر بتوانیم به‌درستی از آن استفاده کنیم، در آموزش و یادگیری می‌توانیم از این مزایا بهره‌مند شویم. هدف ما این نیست که هوش مصنوعی را صرفاً فناوری خطرناکی معرفی کنیم، بلکه باید این محیط جدید را بشناسیم و برای حضور آگاهانه در آن آماده شویم.

او، درباره تفاوت هوش مصنوعی نسبت به فناوری‌های پیشین گفت: تاریخچه هوش مصنوعی به سال‌های جنگ جهانی دوم و تلاش‌های آلن تورینگ برای ساخت ماشین‌هایی بازمی‌گردد که بتوانند بخشی از کار رمزگشایان انسانی را با سرعت بسیار بیشتری انجام دهند. پروژه رمزگشایی از ماشین انیگمای آلمان و نقش این تلاش‌ها در کوتاه‌تر شدن جنگ جهانی دوم، بخشی از این تاریخ است. نام هوش مصنوعی نیز در کنفرانس معروف سال ۱۹۵۶ مطرح شد. بااین‌حال، آنچه امروز درباره هوش مصنوعی مولد صحبت می‌کنیم، ویژگی‌های متفاوتی دارد. هوش مصنوعی دیگر صرفاً وظیفه‌ای مشخص را انجام نمی‌دهد یا اطلاعات را طبقه‌بندی و پیشنهاد نمی‌کند، بلکه می‌تواند محتواهای مختلفی مانند متن، صوت و فیلم تولید کند.

صفرنواده، ادامه داد: در فناوری‌های دیجیتال پیشین، عمدتاً با منابع اطلاعاتی ازپیش‌تولیدشده مواجه بودیم. ما این منابع را جست‌وجو و بازیابی می‌کردیم و سپس محتوا را مورد بررسی قرار می‌دادیم. برای مثال، یک متن یا ویدئو از قبل تولید شده بود و ما می‌توانستیم منبع و محتوای آن را ارزیابی کنیم. اما در هوش مصنوعی مولد، بسیاری از اوقات با محتوایی مواجه هستیم که همان لحظه و متناسب با درخواست کاربر تولید می‌شود. در این شرایط، ممکن است منبع پاسخ خود ابزار هوش مصنوعی به نظر برسد، درحالی‌که لزوماً منبع مشخصی برای تمام بخش‌های پاسخ وجود ندارد.

پژوهشگر هوش مصنوعی، ادامه داد: اگر از هوش مصنوعی منبع بخواهیم، ممکن است منابعی ارائه کند؛ اما باید بررسی کنیم که آیا ادعای مطرح‌شده واقعاً در آن منابع وجود دارد یا خیر. بنابراین، با فضایی متفاوت از فناوری‌های پیشین مواجه هستیم؛ فضایی که در آن تعامل و پرسش‌وپاسخ به‌صورت برخط و متناسب با درخواست کاربر پیش می‌رود. به همین دلیل، شیوه آموزش تفکر انتقادی نیز باید متناسب با این شرایط تغییر کند. نکته کلیدی این است که باید به مخاطبان خود بیاموزیم هوش مصنوعی دانای کل نیست و پاسخ‌های آن لزوماً درست نیستند.

او، درباره پیامدهای اعتماد بیش‌ازحد به هوش مصنوعی گفت: تعامل با هوش مصنوعی به شکلی انسان‌وار انجام می‌شود و همین ویژگی می‌تواند احساس اطمینان ایجاد کند و اعتماد افراد را بیش از آنچه در مواجهه با منابع اطلاعاتی پیشین تجربه می‌کردند، افزایش دهد. از سوی دیگر، تولید محتوا نیز بسیار آسان‌تر شده است. در چنین شرایطی، اهمیت مسئولیت‌پذیری بیشتر می‌شود. امروزه من می‌توانم به‌راحتی محتوایی تولید کنم و حرف‌هایی را به دیگران نسبت بدهم یا تصاویری بسازم که در آن‌ها دوستانم، برای مثال، در موقعیتی خاص در مدرسه نشان داده شوند. اگر اخلاق و مسئولیت‌پذیری هم‌پای رشد فناوری پیش نروند، با مشکلات بیشتری مواجه خواهیم شد.

صفرنواده، افزود: موضوع دیگر، تهدید حریم خصوصی است. هوش مصنوعی با استفاده از حجم زیادی از داده‌ها آموزش می‌بیند و سرویس‌های مختلف برای دریافت و پردازش داده‌ها طراحی شده‌اند. البته قوانین و محدودیت‌هایی نیز وجود دارد که دسترسی این سامانه‌ها را محدود می‌کند. برای مثال، ابزارهایی وجود دارند که تصویر شخصی فرد را دریافت می‌کنند و آن را به تصویر کارتونی یا انیمه تبدیل می‌کنند. افراد ممکن است به‌راحتی تصاویر شخصی و خانوادگی خود را در اختیار این سرویس‌ها قرار دهند، بدون آنکه متوجه باشند داده‌هایشان چگونه پردازش می‌شود یا چه خطراتی ممکن است حریم خصوصی آن‌ها را تهدید کند.

پاسخ‌های هوش مصنوعی می‌تواند با سوگیری همراه باشد

پژوهشگر هوش مصنوعی، با اشاره به یکی از موضوعات در ارزیابی پاسخ‌های هوش مصنوعی گفت: فرض کنیم کودک یا نوجوان ما با نظارت لازم و در سن مناسب از یک ابزار هوش مصنوعی استفاده می‌کند و پاسخی دریافت می‌کند. یکی از نکاتی که باید درباره آن آگاهی داشته باشیم، وجود سوگیری‌های مختلف در هوش مصنوعی است. هوش مصنوعی با مجموعه‌های بزرگی از داده‌ها آموزش دیده است. حتی اگر طراحان آن عمداً قصد ایجاد سوگیری نداشته باشند، سوگیری‌های موجود در داده‌های آموزشی می‌توانند به خروجی‌های آن منتقل شوند.

او، افزود: برای مثال، اگر در داده‌های آموزشی کلیشه‌ها، قضاوت‌های نادرست یا نگرش‌های تبعیض‌آمیز درباره گروه‌های اجتماعی مختلف وجود داشته باشد، احتمال دارد این الگوها در پاسخ‌های هوش مصنوعی نیز بازتاب پیدا کنند. اهمیت این موضوع در حوزه‌های مختلف یکسان نیست. برای مثال، ممکن است پاسخ‌های هوش مصنوعی در حوزه دین با سوگیری‌های متفاوتی نسبت به پاسخ‌های آن در برخی حوزه‌های علمی همراه باشند. همین مسئله در حوزه سرمایه‌گذاری، روابط بین‌فردی و مشاوره‌های روان‌شناختی نیز اهمیت دارد. بنابراین، والدین، مراقبان، مربیان و سیاست‌گذاران باید بدانند که پاسخ‌های هوش مصنوعی در همه حوزه‌ها از اعتبار یکسانی برخوردار نیستند و ارزیابی آن‌ها باید متناسب با موضوع انجام شود.

صفرنواده، به نمونه‌ای از پژوهش‌های انجام‌شده در زمینه دینی اشاره و بیان کرد: یکی از مقالات جالب در این حوزه به بررسی بازنمایی دین و تجربه‌های مرتبط با دینداری می‌پردازد. در این پژوهش، موضوعاتی مانند بازنمایی احساسات دینداران، کلیشه‌ها، برچسب‌زنی‌ها و نحوه مواجهه مدل‌های هوش مصنوعی با تجربه‌های دینی بررسی شده‌اند. پژوهشگران مذاهب مختلف، از جمله هندوئیسم، یهودیت، مسیحیت، کاتولیسیسم، پروتستانتیسم و اسلام را مورد توجه قرار داده‌اند. همچنین تفاوت میان افرادی که صرفاً از نظر هویتی به یک دین منتسب هستند، افرادی که به آن اعتقاد دارند و افرادی که علاوه بر اعتقاد، به آموزه‌های آن عمل می‌کنند، در برخی سناریوهای پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است.

پژوهشگر هوش مصنوعی، ادامه داد: برای مثال، موقعیتی فرض می‌شود که فردی با خیانت دوست خود مواجه شده است و سپس نحوه بازنمایی احساسات او از سوی هوش مصنوعی بررسی می‌شود. در این شرایط، پژوهشگران به دنبال شناسایی سوگیری‌ها، برچسب‌زنی‌ها و مواردی هستند که مدل ممکن است از پاسخ‌گویی مناسب درباره آن‌ها اجتناب کند. در حوزه‌های مختلف، پژوهش‌های متعددی از این دست انجام شده است. آگاهی از وجود چنین سوگیری‌هایی به ما کمک می‌کند تا فرصت‌های آموزشی مناسبی ایجاد کنیم یا از موقعیت‌های پیش‌آمده برای آموزش استفاده کنیم.

چارچوب‌های آموزشی سواد هوش مصنوعی

او، درباره آموزش مفاهیم سوادرسانه‌ای به کودکان در سنین پایین گفت: برای آموزش سواد هوش مصنوعی به کودکان، لزوماً نیازی نیست که آن‌ها مستقیماً با ابزارهایی مانند چت‌بات‌ها کار کنند. حتی می‌توان بدون استفاده مستقیم از این ابزارها، از طریق داستان‌گویی و مثال‌های ساده، مفاهیم اساسی را به آن‌ها آموزش داد. من مجموعه‌ای از کتاب‌ها در حوزه هوش مصنوعی نوشته‌ام. برخی از آن‌ها به مباحث فنی می‌پردازند و برخی دیگر، مانند کتاب‌های مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در پژوهش‌های علوم انسانی و اسلامی، کاربردهای این فناوری را بررسی می‌کنند.

صفرنواده، ادامه داد: همچنین در کتاب داستانی «فیل‌های باهوش جنگل» تلاش کردم مفاهیم مرتبط با هوش مصنوعی را در قالب داستان برای کودکان مطرح کنم. از طریق داستان‌گویی می‌توان موضوعات اجتماعی و اخلاقی هوش مصنوعی را نیز به کودکان آموزش داد. به این ترتیب، چه در حین خواندن داستان و چه پس از آن، می‌توان موضوعات مختلفی را برای آموزش و گفت‌وگو مطرح کرد.

سه مؤلفه کلیدی در والدگری دیجیتال

پژوهشگر هوش مصنوعی، با اشاره به تعدد مؤلفه‌های والدگری دیجیتال گفت: والدگری دیجیتال ابعاد و مؤلفه‌های مختلفی دارد و در برخی الگوها تعداد زیادی از این مؤلفه‌ها برشمرده می‌شوند. به یک مدل سه‌مؤلفه‌ای اشاره می‌کنم که به نظرم برای والدین بسیار کاربردی است. این مدل بر نظریه خودتعیین‌گری مبتنی است. بر اساس این نظریه، انسان‌ها سه نیاز روان‌شناختی اساسی دارند: احساس شایستگی، احساس خودمختاری و احساس تعلق و ارتباط با دیگران. نخستین مؤلفه، احساس شایستگی یا «Competence» است. این مؤلفه به این معناست که فرد احساس کند توانایی لازم برای انجام کارها و مواجهه با محیط را دارد.

او، ادامه داد: مؤلفه دوم، خودمختاری یا «Autonomy» است؛ یعنی فرد بتواند با احساس اختیار و استقلال، تصمیم بگیرد و انتخاب کند. مؤلفه سوم، احساس تعلق یا «Relatedness» است؛ یعنی فرد ارتباطی عمیق و معنادار با دیگران داشته باشد و احساس کند به دیگران تعلق دارد. این سه مؤلفه را می‌توان در بحث والدگری دیجیتال نیز مورد توجه قرار داد. برخی پژوهش‌ها تلاش کرده‌اند این نظریه سه‌بعدی را با والدگری دیجیتال تطبیق دهند و نشان دهند که چگونه می‌توان در محیط دیجیتال به نیازهای روان‌شناختی کودکان و نوجوانان توجه کرد.

در عصر هوش مصنوعی باید درباره مفهوم قدرت، ارزش و معنای زندگی بازاندیشی کنیم

ماجد غروی، پژوهشگر هوش مصنوعی، درباره ضرورت بازاندیشی در مفهوم عصر هوش مصنوعی گفت: وقتی از عصر هوش مصنوعی صحبت می‌کنیم، به این معناست که برخی مؤلفه‌های اساسی زندگی و جامعه تغییر می‌کنند. برای مثال، یکی از این مؤلفه‌ها مناسبات قدرت است. منظورم از قدرت، صرفاً قدرت سیاسی نیست؛ بلکه به معنای گسترده‌تر، قدرت اثرگذاری است. برای مثال، والدین ممکن است دیگر نتوانند با همان روش‌هایی که در عصر پیشین بر فرزندان خود اعمال قدرت می‌کردند، در عصر جدید نیز این کار را انجام دهند.

غروی، افزود: به همین ترتیب، من به‌عنوان معلم، در دوره‌ای که عصر اطلاعات و ارتباطات بود، به دلیل برخورداری از اطلاعات بیشتر می‌توانستم قدرت و تأثیرگذاری بیشتری داشته باشم؛ زیرا یکی از ویژگی‌های هر عصر، منابع قدرتی است که در اختیار افراد قرار می‌گیرد. در عصر کشاورزی، زمین منبع قدرت بود. هرچه زمین بیشتری در اختیار داشتید و می‌توانستید آن را آباد کنید، امکان تولید محصول بیشتری داشتید.

پژوهشگر هوش مصنوعی، ادامه داد: در عصر صنعت، دانش و توانایی فنی اهمیت پیدا کردند. منظور از دانش در اینجا، دانش فنی و مهندسی است؛ به همین دلیل، مهندسی رشد چشمگیری پیدا کرد و ماشین‌آلات به یکی از ویژگی‌های مهم عصر صنعت تبدیل شدند. پس از آن، وارد عصر اطلاعات و ارتباطات شدیم؛ عصری که در آن اطلاعات و دسترسی به داده‌ها، چه داده‌های معمولی و چه کلان‌داده‌ها، به منابع مهم قدرت تبدیل شدند.

او، با اشاره به منبع قدرت در عصر هوش مصنوعی بیان کرد: اکنون این پرسش مطرح است که آیا عصر اطلاعات به پایان رسیده و وارد عصر هوش مصنوعی شده‌ایم؟ اگر چنین است، منبع قدرت در این عصر چیست؟ در عصر کشاورزی می‌دانستیم که باید بر زمین و آبادانی آن سرمایه‌گذاری کنیم. در عصر صنعت نیز می‌دانستیم که باید به سراغ آموزش و دانش فنی برویم.

غروی، ادامه داد:علاوه بر قدرت، باید درباره ارزش‌ها و معنا نیز فکر کنیم. منظور از ارزش‌ها این است که چه چیزی برای انسان اهمیت دارد و چه چیزی ارزش صرف کردن عمر و وقت او را دارد. برای مثال، ممکن است ارتباطات انسانی در عصر هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا کند. در این صورت، فرد باید تلاش کند روابط انسانی عمیق‌تری ایجاد کند و جمع‌های سالم و سازنده‌ای پیرامون خود شکل دهد. ممکن است فرد دیگری به این نتیجه برسد که خلاقیت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ بنابراین، باید توانایی‌های خلاقانه انسان را تقویت کند.

پژوهشگر هوش مصنوعی، به تفاوت بین روندهای فناورانه و تغییرات اجتماعی اشاره و بیان کرد: هوش مصنوعی در حال حاضر بیشتر یک روند یا ترند فناورانه است تا اینکه بتوانیم با اطمینان بگوییم به روح زمانه تبدیل شده است. اگر هوش مصنوعی به روح زمانه تبدیل شود، آن‌گاه می‌توانیم از شکل‌گیری یک عصر جدید سخن بگوییم. البته من تردیدی ندارم که احتمالاً چنین اتفاقی رخ خواهد داد؛ اما هنوز درک روشنی نداریم که این عصر جدید دقیقاً چه ویژگی‌هایی خواهد داشت.

او، افزود: در نهایت، باید بدانیم امکان اثرگذاری در جهان جدید در اختیار چه افرادی قرار می‌گیرد و چه ویژگی‌هایی موجب می‌شود انسان بتواند در این عصر نقش مؤثری ایفا کند. این پرسش، پیش از آنکه پرسشی درباره والدگری باشد، پرسشی درباره انسان است؛ پرسشی که هر فرد باید برای خودش و برای فرزندانش به آن پاسخ دهد.

راستی‌آزماییتأیید نسبی۴۴٪

خبرهای مشابهی در منابع دیگر هست، ولی داور خودکار هنوز هم‌خوانی‌شان را بررسی نکرده است.

همین رویداد در منابع دیگر:

بررسی خودکار: مقایسه با خبرهای ۷۲ ساعت اخیر منابع دیگر و اعتبار پایه‌ی منبع؛ جایگزین داوری انسانی نیست.