چاههای نفتی کویت در آتش انتقام صدام

تانکر ترکزر که در یک سال اخیر به مرجع معتبری برای ردیابی نفتکشها تبدیل شده، روز گذشته توئیتی درباره به آتش کشیدن چاههای نفت کویت از سوی صدام حسین پست کرده بود. این مسئله باعث شد «نفت ما» سراغ بزرگترین آتشسوزی نفتی برود و به راهبرد زمینسوخته صدام، سرنوشت چاههای کویت و هزینههایی که دولت عراق تا چندسال اخیر بابت این اتفاق پرداخت میکرد، بپردازد.
به گزارش «نفت ما»، روز گذشته حساب توییتری «تانکرترکرز» که این روزها به یکی از منابع پیگیری نفتکشها تبدیل شده، توییتی درباره آتشزدن چاههای نفت کویت به دست صدام حسین منتشر کرد. همین موضوع بهانهای شد تا یک بار دیگر سراغ ماجرای بزرگترین آتشسوزی نفتی تاریخ برویم؛ رویدادی که بیش از سه دهه از آن گذشته، اما هنوز هم ابعاد خسارتش جای حرف دارد.
در آن توییت آمده بود: «صدام حسین یکونیم میلیارد بشکه نفت را به آتش کشید؛ روزانه ۵ میلیون بشکه به مدت ۳۰۰ روز.» این جمله کوتاه، در واقع خلاصهای است از یک فاجعه که با اشغال کویت شروع شد، با شعلهورشدن صدها چاه به اوج رسید و پرونده غرامتش تا سال ۲۰۲۲ باز ماند.
از اشغال کویت تا اجرای سیاست زمین سوخته دوم اوت ۱۹۹۰، ارتش عراق به دستور صدام وارد کویت شد و خیلی زود کنترل کشور را در دست گرفت. کویت یکی از تولیدکنندگان مهم نفت منطقه بود و طبیعی بود که این حمله بازار جهانی انرژی را هم به هم بریزد. صادرات نفت دو کشور مختل شد، قیمتها بالا رفت و نگرانی از گسترش جنگ به دیگر کشورهای نفتخیز منطقه افزایش یافت.
اشغال حدود هفت ماه طول کشید. ژانویه ۱۹۹۱ نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا عملیات نظامی را آغاز کردند و تا اواخر فوریه، نیروهای عراقی مجبور به عقبنشینی شدند. دقیقاً درهمین مقطع بود که یکی از گستردهترین عملیاتهای تخریب تاسیسات نفتی تاریخ اتفاق افتاد.
نیروهای عراقی هنگام عقبنشینی صدها چاه نفت کویت را با مواد منفجره تخریب کردند. تجهیزات سرچاهی از بین رفت، نفت و گاز تحت فشار بیرون زد و شعلهها در میدانهای نفتی پخش شد. بخشی از نفت هم بدون اینکه بسوزد، روی زمین جاری شد.
این اقدام در چارچوب سیاست «زمین سوخته» بود؛ همان روشی که در آن نیروهای عقبنشین هر چیزی را که ممکن است به دست طرف مقابل بیفتد نابود میکنند. برای عراق، تخریب چاهها یعنی واردکردن خسارت سنگین به صنعت نفت کویت و سختترکردن بازگشت این کشور به تولید.
آمارها هم این تخریب گسترده را نشان میدهند. بر اساس گزارش کمیسیون غرامت سازمان ملل، نیروهای عراقی بیش از ۷۰۰ چاه نفت کویت را به آتش کشیدند. گزارشهای وزارت دفاع آمریکا هم میگوید از مجموع ۹۴۳ چاه نفت کویت، بیش از ۷۵۰ چاه در جریان جنگ دچار آتشسوزی یا آسیب شدند.
روزهایی که آسمان کویت سیاه شد از فوریه ۱۹۹۱، آتشسوزی چاهها به بحرانی فراتر از صنعت انرژی تبدیل شد. دود سیاه و غلیظی که از میدانهای نفتی بلند شده بود، بخش وسیعی از آسمان کویت را پوشاند. ستونهای دود از دهها کیلومتر دورتر دیده میشدند و تصاویر ماهوارهای هم گستردگی آن را ثبت کردند.
برآوردهای تاریخی میگوید در اوج آتشسوزیها، روزانه حدود چهار تا شش میلیون بشکه نفت خام و ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون مترمکعب گاز طبیعی از چاههای آسیبدیده خارج میشد و میسوخت. برای درک ابعاد ماجرا کافی است بدانید تولید روزانه نفت کویت قبل از جنگ حدود دو میلیون بشکه بود.
البته رقم پنج میلیون بشکه در روز را نباید به این معنا گرفت که در تمام دوره آتشسوزی ثابت مانده. تعداد چاههای شعلهور و حجم نفت خروجی در طول ماههای بحران تغییر میکرد و با پیشرفت عملیات مهار، میزان نفتی که در آتش از بین میرفت کمتر میشد. پس نمیشود با ضرب یک نرخ روزانه در تعداد روزها به برآورد دقیقی رسید.
خسارت فقط به نفتی که میسوخت محدود نبود. ترکیبات حاصل از سوختن نفت خام، از دیاکسید گوگرد و مونوکسید کربن گرفته تا اکسیدهای نیتروژن و ذرات معلق، واردجو شدند. همزمان نفتی که از چاههای تخریبشده بیرون میریخت در نقاط کمارتفاع بیابان جمع میشد و دریاچههای نفتی به وجود میآورد.
در برخی مناطق، مخلوطی از نفت خام، دوده، شن و خاک روی زمین باقی ماند و بهتدریج لایههای سخت و آلودهای تشکیل داد. این آلودگیها برای خاک و منابع آب زیرزمینی هم خطر ایجاد کرد. برخلاف شعلههای آتش که میشد خاموششان کرد، جمعآوری نفت نفوذکرده در خاک و ترمیم مناطق آسیبدیده به برنامههای طولانی و پرهزینه نیاز داشت.
در ارزیابیهای زیستمحیطی کمیسیون غرامت سازمان ملل، از آلودگی گسترده مناطق ساحلی، آسیب شدید به ۱۱۴ کیلومترمربع از بیابانهای کویت بر اثر تشکیل دریاچههای نفتی و وجود بیش از ۲۶ میلیون مترمکعب مواد آلاینده نیازمند پاکسازی صحبت شده است.
همین ابعاد آلودگی باعث شد رسیدگی به خسارتهای زیستمحیطی کویت، حتی سالها پس از خاموششدن چاهها، در دستور کار برنامههای احیا و جبران خسارت باقی بماند.
نبرد چندماهه برای خاموشکردن چاهها بعد از پایان جنگ، مهار چاههای شعلهور به یکی از فوریترین اولویتهای کویت تبدیل شد. مسئله فقط خاموشکردن آتش نبود؛ نفت و گاز با فشار زیاد از دهانه چاههای آسیبدیده بیرون میزد و بسیاری از تجهیزات کنترل جریان هم در انفجارها از بین رفته بود.
نزدیکشدن به چاهها به خاطر حرارت شدید و خطر انفجار خیلی دشوار بود. از طرف دیگر، وجود مین و مهمات منفجرنشده در برخی مناطق نفتی خطر عملیات را بیشتر میکرد. برای مهار چاهها، گروههای متخصص از کشورهای مختلف به کویت آمدند.
کارشناسان اول باید به تجهیزات آسیبدیده دسترسی پیدا میکردند و شرایط را برای کنترل جریان نفت و گاز فراهم میساختند. استفاده از حجم زیاد آب برای خنککردن تجهیزات، ابزارهای ویژه مهار فوران و در برخی موارد انفجارهای کنترلشده از جمله روشهایی بود که در این عملیات به کار رفت.
نخستین چاهها اوایل آوریل ۱۹۹۱ مهار شدند. با افزایش تعداد گروههای عملیاتی و فراهمشدن تجهیزات، سرعت خاموشکردن آتشها هم بیشتر شد.
سرانجام ششم نوامبر ۱۹۹۱، آخرین چاه شعلهور کویت خاموش شد؛ حدود ۹ ماه پس از شروع آتشسوزیهای گسترده.
با وجود پایان عملیات اطفای حریق، تولید نفت کویت بلافاصله به سطح قبل از جنگ برنگشت. تعمیر تجهیزات، بازسازی تاسیسات و آمادهسازی مجدد میدانها همچنان ادامه داشت و صنعت نفت این کشور باید از خسارتی عبور میکرد که بخش بزرگی از ظرفیت تولیدش را از مدار خارج کرده بود.
چرا با سوختن میلیونها بشکه نفت، قیمت جهانی سقوط کرد؟ در میان پیامدهای آتشسوزی چاههای نفت کویت، رفتار بازار جهانی نفت نکته قابلتوجهی دارد. در حالی که میلیونها بشکه نفت در میدانهای کویت میسوخت، قیمت نفت در بازارهای جهانی برخلاف تصور اولیه روند کاهشی داشت.
برای روشنشدن علت این اتفاق باید به چند ماه قبل از آتشسوزیها برگردیم. بازار نفت در اوت ۱۹۹۰ و بلافاصله بعد از حمله عراق به کویت، اولین شوک بزرگ خود را دریافت کرده بود. با اختلال در صادرات دو کشور، حدود ۴.۳ میلیون بشکه در روز از عرضه جهانی نفت تحتتاثیر قرار گرفت.
این کاهش عرضه، همراه با احتمال گسترش جنگ به دیگر کشورهای تولیدکننده نفت، قیمتها را سریع بالا برد. آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد میانگین ماهانه قیمت خرید اولیه نفت خام در این کشور که ژوئیه ۱۹۹۰ حدود ۱۴.۰۳ دلار برای هر بشکه بود، اکتبر همان سال به ۳۰.۸۶ دلار رسید. یعنی در فاصله سه ماه، قیمت این شاخص بیش از دو برابر شد.
اما شرایط بازار در ابتدای سال ۱۹۹۱ تغییر کرد. شروع عملیات نظامی ائتلاف و کاهش نگرانی معاملهگران درباره طولانیشدن جنگ، از فشار روانی بر بازار کم کرد. درهمین دوره، افزایش عرضه از سوی دیگر تولیدکنندگان و اقدام برای آزادسازی ذخایر راهبردی هم به جبران بخشی از کمبود نفت کمک کرد.
ژانویه ۱۹۹۱، میانگین قیمت خرید اولیه نفت خام آمریکا به ۱۹.۶ دلار برای هر بشکه کاهش یافت. این رقم فوریه، زمانیکه آتشسوزی چاههای کویت گسترش پیدا کرد، به ۱۶.۲۸ دلار رسید و مارس تا ۱۵.۱۳ دلار پایین آمد.
کاهش قیمتها به این معنا نبود که خسارت نفتی کویت بیاهمیت است. نکته اینجاست که بازار از ماهها قبل، نفت عراق و کویت را تا حد زیادی از محاسبات عرضه در دسترس کنار گذاشته بود. نفتی که در میدانهای کویت میسوخت، در شرایط جنگی عملاً امکان ورود عادی به بازار را نداشت. به همین دلیل، تخریب چاهها بیشتر از اینکه یک شوک تازه و هماندازه به عرضه جاری بازار وارد کند، بازگشت تولید کویت را دشوارتر و پرهزینهتر کرد.
این تفاوت در بررسی پیامدهای اقتصادی جنگ اهمیت دارد. افزایش یا کاهش قیمت نفت فقط به حجم منابع ازبینرفته بستگی ندارد؛ انتظارات بازار، امکان جبران کمبود عرضه و چشمانداز بازگشت تولید هم در تعیین قیمت نقش دارند.
هزینهای که عراق تا سال۲۰۲۲پرداخت کرد تخریب زیرساختهای نفتی کویت فقط یکی از خسارتهایی بود که عراق بعد از جنگ بابت آن با مطالبه غرامت روبهرو شد. اشغال کویت، علاوه بر تاسیسات نفتی، به اموال عمومی و خصوصی، فعالیتهای اقتصادی، منابع طبیعی و محیطزیست این کشور هم خسارت زده بود.
شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامه ۶۸۷، عراق را مسئول خسارتهای مستقیم ناشی از حمله و اشغال کویت شناخت. بعد از آن، کمیسیون غرامت سازمان ملل برای بررسی درخواستهای خسارت و تعیین مبالغ قابل پرداخت تشکیل شد.
ابعاد ادعاها قابلتوجه بود. در مجموع حدود ۲.۷ میلیون درخواست غرامت به ارزش نزدیک به ۳۵۲ میلیارد دلار ارائه شد. کمیسیون بعد از بررسی پروندهها، پرداخت ۵۲.۴ میلیارد دلار به حدود ۱.۵ میلیون مدعی خسارت را تایید کرد.
این مبلغ، مجموع غرامتهای ناشی از حمله و اشغال کویت بود و همه آن به آتشسوزی چاههای نفت ارتباط نداشت. با این حال، تخریب تاسیسات تولید نفت، آلودگی گسترده محیطزیست و هزینههای بازسازی بخشی از خسارتهایی بودند که در پروندههای مربوط به عراق بررسی شدند.
نفتی که سوخت و درآمدی که از دست رفت بخش مهم ماجرا، نحوه پرداخت این غرامتها بود. عراق باید درصدی از درآمد صادرات نفت و فرآوردههای نفتی خود را به صندوق غرامت اختصاص میداد. سهم تعیینشده اول ۳۰ درصد بود و در سالهای بعد بهتدریج کاهش یافت تا سرانجام به سه درصد رسید.
در نتیجه، پرداخت غرامتها مستقیماً با درآمدهای نفتی عراق گره خورد. کشوری که بخش قابلتوجهی از منابع ارزیاش را از صادرات نفت تامین میکرد، برای سالها مجبور بود بخشی از همین درآمد را به تسویه خسارتهای جنگ اختصاص دهد.
در این میان، تحریمهای عراق را هم باید جداگانه دید. شورای امنیت از اوت ۱۹۹۰، بعد از اشغال کویت، تحریمهای گستردهای علیه بغداد اعمال کرده بود. پس این محدودیتها قبل از آتشزدن چاههای نفت شروع شده بودند و نمیشود آنها را صرفاً نتیجه تخریب تاسیسات کویت دانست.
با این حال، جنگ و تعهدات مالی بعد از آن فشار اقتصادی سنگینی بر عراق وارد کرد. پرداخت غرامتها در دورههای مختلف و با وجود تحولات سیاسی و اقتصادی این کشور ادامه یافت.
سرانجام ۱۳ ژانویه ۲۰۲۲، کمیسیون غرامت سازمان ملل آخرین پرداخت، به مبلغ حدود ۶۲۹ میلیون دلار، را انجام داد. با این پرداخت، مجموع ۵۲.۴ میلیارد دلار غرامت مصوب تسویه شد؛ تعهدی که از جنگ سال ۱۹۹۰ به جا مانده بود و بیش از سه دهه بعد پایان یافت.
هزینه انتقام صدام از کویت در سوی دیگر ماجرا، کویت علاوه بر بازسازی صنعت نفت، باید با آلودگی گستردهای هم مقابله میکرد که در جریان اشغال و تخریب تاسیسات بر جای مانده بود. بخشی از خسارتها به تجهیزات و ظرفیت تولید مربوط میشد، اما پاکسازی خاکهای آلوده، جمعآوری مواد نفتی باقیمانده در بیابان، رسیدگی به دریاچههای نفتی و بررسی آسیب منابع آب زیرزمینی به پروژههای جداگانهای نیاز داشت.
کمیسیون غرامت سازمان ملل حدود سه میلیارد دلار برای اجرای برنامههای احیای محیطزیست کویت اختصاص داد. این برنامهها نشان میداد هزینه جنگ برای یک کشور نفتخیز صرفاً با محاسبه تعداد چاههای تخریبشده یا ارزش نفت سوخته مشخص نمیشود. بخشی از خسارت را میشود با تعمیر تجهیزات و راهاندازی دوباره چاهها جبران کرد، اما پاکسازی آلودگیهای نفتی بهجامانده در خاک و منابع طبیعی روند متفاوت و طولانیتری دارد.
پایان آتش؛ آغاز بدهی سیساله اکنون، ۳۵ سال پس از آن حادثه، بازخوانی آتشسوزی چاههای نفت کویت یک واقعیت تاریخی را روشن میکند: تخریب منابع انرژی ممکن است در مدت کوتاهی اتفاق بیفتد، اما هزینههای اقتصادی، زیستمحیطی و حقوقی آن میتواند دههها باقی بماند.
تصمیم صدام حسین برای به آتشکشیدن چاههای نفت کویت، نه مسیر جنگ را به سود عراق تغییر داد و نه توانست افزایش پایدار قیمت نفت را رقم بزند. حاصل آن، نابودی بخش عظیمی از منابع انرژی، تخریب محیطزیست و برجا ماندن تعهداتی بود که چند نسل از درآمد نفتی عراق را درگیر کرد.
تا این لحظه منبع مستقل دیگری این خبر را منتشر نکرده است.
بررسی خودکار: مقایسه با خبرهای ۷۲ ساعت اخیر منابع دیگر و اعتبار پایهی منبع؛ جایگزین داوری انسانی نیست.منبع: نفت ما