رنسانس سیاه در ژئوپلیتیک پتروشیمی چین

چین با گسترش تولید الفین از زغالسنگ، رقیبی جدی برای نفتا در صنعت پتروشیمی خود ساخته است. پژوهش تازه مرکز مطالعات انرژی عربستان نشان میدهد که افزایش قیمت نفت و اختلال در تامین خوراک از مسیر تنگه هرمز، مزیت اقتصادی این روش را پررنگتر کرده و پکن را در موقعیت متفاوتی قرار داده است. گسترش تولید زغالسنگی در چین میتواند معادلات رقابت در بازار پتروشیمی آسیا را تغییر دهد که بخش عمده متانول صادراتی ایر
به گزارش «نفت ما»، چین در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۵ میلیون تن الفین از زغالسنگ تولید کرد و سهم این روش را به ۱۵ درصد کل تولید الفین خود رساند. گسترش استفاده از زغالسنگ در صنعت پتروشیمی چین، همزمان با افزایش قیمت نفت و اختلال در تامین خوراک از خاورمیانه، توجه تحلیلگران انرژی را به خود جلب کرده است. پژوهش تازهای در عربستان نشان میدهد که تولید الفین از زغالسنگ، باوجود نیاز به سرمایهگذاری سنگین و مصرف بالای آب، در شرایط گرانی نفت میتواند هزینه تولید کمتری نسبت به واحدهای نفتایی داشته باشد. توسعه این فناوری برای ایران نیز اهمیت دارد، زیرا چین از مهمترین خریداران متانول ایران و یکی از بزرگترین بازارهای محصولات پتروشیمی در جهان است.
مرکز مطالعات و تحقیقات نفتی ملک عبدالله عربستان، موسوم به کپسارک، در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶ یادداشتی تحلیلی با عنوان «زغالسنگ پس از هرمز، بازاندیشی در راهبرد پتروشیمی چین» منتشر کرد. نویسندگان این پژوهش، دونگمی چن و ایوار اومئوزور، سیاست چین در توسعه تولید الفین از زغالسنگ را با تمرکز بر امنیت تامین خوراک و هزینههای اقتصادی آن بررسی کردهاند. به اعتقاد آنها، ذخایر گسترده زغالسنگ، پیشرفت فناوریهای تبدیل و توسعه زیرساختهای صنعتی، امکان استفاده بیشتر از این ماده را در زنجیره پتروشیمی چین فراهم کرده است.
شکست انحصار نفتا نفتا همچنان یکی از خوراکهای اصلی تولید اتیلن و پروپیلن در آسیاست و نوسان قیمت آن مستقیماً بر هزینه تولید بسیاری از مجتمعهای پتروشیمی اثر میگذارد. چین طی سالهای گذشته در کنار توسعه واحدهای نفتایی و گازی، سرمایهگذاری در مجتمعهایی را افزایش داده که میتوانند مواد اولیه مورد نیاز خود را از زغالسنگ داخلی تولید کنند. این روش بهویژه برای کشوری که بخش قابل توجهی از خوراک نفتی خود را از خارج تامین میکند، امکان کاهش وابستگی بخشی از تولید به واردات را فراهم کرده است.
در مجتمعهای تبدیل زغالسنگ به الفین، ابتدا زغالسنگ به گاز سنتز تبدیل میشود و سپس از این گاز متانول تولید میکنند. متانول در مرحله بعد با استفاده از فرایندهای کاتالیستی به اتیلن و پروپیلن تبدیل میشود که مواد اولیه تولید پلیمرهایی مانند پلیاتیلن و پلیپروپیلن هستند. در واحدهای نفتایی، اتیلن و پروپیلن عمدتاً از طریق شکست حرارتی نفتا در کراکرهای بخار تولید میشوند. تفاوت این دو روش، علاوه بر نوع خوراک، در میزان سرمایهگذاری، هزینه تولید، مصرف آب و انتشار گازهای گلخانهای است.
زنجیره یوانهای سرگردان در معادن شورای روابط خارجی آمریکا در گزارشی که ۶ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر کرد، میزان تولید الفین از زغالسنگ در چین طی سال ۲۰۲۵ را ۱۵ میلیون و ۴۵۰ هزار تن اعلام کرده است. این مقدار معادل حدود ۱۵ درصد کل تولید الفین چین بود. تولید اتیلنگلیکول از زغالسنگ نیز درهمان سال به هفت میلیون و ۶۲۰ هزار تن رسید که حدود یکسوم تولید این محصول در چین را شامل میشد.
آمار پروژههای صنعتی نشان میدهد سرمایهگذاری چین در این بخش به مجتمعهای موجود محدود نشده است. روزنامه ساوت چاینا مورنینگ پست در ژانویه ۲۰۲۶ به نقل از China Science Daily گزارش داد که ۳۶ طرح تبدیل زغالسنگ به الفین در این کشور مجوز گرفتهاند و ۲۰ طرح از این مجموعه در زمان انتشار گزارش فعالیت میکردند. مجموع ظرفیت سالانه طرحهای اعلامشده بیش از ۲۴ میلیون تن بود. بخش مهمی از این مجتمعها در مناطق دارای ذخایر بزرگ زغالسنگ، از جمله مغولستان داخلی، استان شاآنشی و منطقه خودمختار نینگشیا احداث شدهاند.
رویترز نیز در ژوئن ۲۰۲۶ از برنامه توسعه صنایع تبدیل زغالسنگ به سوخت و مواد شیمیایی در مغولستان داخلی خبر داد. طبق این گزارش، وزارت محیطزیست چین در ماه مه با اجرای یک طرح نمایشی تولید الفین در اردوس موافقت کرده بود. ظرفیت سالانه این پروژه ۸۰۰ هزار تن و سرمایهگذاری پیشبینیشده برای آن ۲۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون یوان اعلام شده است. احداث مجتمعهای بزرگ در نزدیکی معادن زغالسنگ، هزینه دسترسی به خوراک را کاهش میدهد، هرچند انتقال محصولات نهایی از مناطق داخلی چین به مراکز مصرف و بنادرهمچنان هزینه قابل توجهی دارد.
فرمول پنهان در ترازوی یوان و نفت قیمت نفت و زغالسنگ نقش تعیینکنندهای در سودآوری این مجتمعها دارند. هنگامی که نفت و نفتا گران میشوند، واحدهای نفتایی با افزایش هزینه خوراک روبهرو میشوند، اما تولیدکنندگان زغالسنگی که به منابع داخلی دسترسی دارند، لزوماً با افزایش مشابهی در هزینه مواد اولیه مواجه نمیشوند. شورای روابط خارجی آمریکا با استناد به برآوردهای صنعتی اعلام کرده است که در اواخر مارس و آوریل ۲۰۲۶، هزینه تولید هر تن الفین از زغالسنگ در چین حدود شش هزار و ۸۰۰ یوان، معادل ۹۹۳ دلار بود، درحالیکه هزینه تولید از مسیر نفتی درهمان مقطع به ۱۰ هزار و ۷۰۰ یوان، معادل هزار و ۵۶۲ دلار میرسید.
اختلاف سه هزار و ۹۰۰ یوانی میان دو روش نشان میدهد در آن دوره، هزینه تولید الفین از زغالسنگ حدود ۳۶ درصد کمتر از مسیر نفتی برآورد شده بود. این فاصله قیمتی البته به شرایط همان مقطع مربوط است و برای سنجش سودآوری مجتمعها باید هزینه سرمایهگذاری، استهلاک، حملونقل و بازده مورد انتظار سرمایه را نیز محاسبه کرد. مجتمعهای زغالسنگی معمولاً به سرمایه اولیه بسیار بیشتری نیاز دارند و ارزانتر بودن تولید در یک دوره مشخص، تضمینی برای سودآوری بالاتر آنها در بلندمدت نیست.
مزیت هزینهای زغالسنگ در چین پیش از بحران اخیر بازار نفت نیز مشاهده شده بود. مرکز بررسی قیمت و هزینه وابسته به کمیسیون ملی توسعه و اصلاحات چین در آوریل ۲۰۲۲ اعلام کرد که متوسط هزینه تولید هر تن الفین از زغالسنگ در سهماهه نخست آن سال هفت هزار و ۵۹۶ یوان بوده است. هزینه تولید از خوراک نفتی درهمان دوره به ۹ هزار و ۶۰۰ یوان میرسید. طبق این بررسی، نفتا حدود ۷۵ درصد هزینه تولید الفین در واحدهای نفتایی را تشکیل میداد، اما سهم زغالسنگ از هزینه تولید در مجتمعهای زغالسنگی نزدیک به ۲۲ درصد بود. سهم بالای نفتا در هزینه تولید سبب میشود تغییر قیمت این خوراک، فشار بیشتری بر هزینه عملیاتی کراکرهای نفتایی وارد کند.
هرمز و زغالسنگ اختلال در تجارت انرژی از مسیر تنگه هرمز طی سال ۲۰۲۶ این تفاوت را برجستهتر کرد. شرکت OPIS در گزارشی که اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد، اعلام کرد حدود ۵۹ درصد واردات نفتای آسیا در سال ۲۰۲۵ از خاورمیانه تامین شده بود. بخش بزرگی از نفتای صادراتی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز برای رسیدن به بازارهای آسیایی از تنگه هرمز عبور میکرد. هرچند تمام نفتای وارداتی آسیا از خاورمیانه الزاماً از این مسیر نمیگذرد، اختلال در تردد دریایی و کاهش عرضه خوراک، فعالیت تعدادی از تولیدکنندگان پتروشیمی را با محدودیت مواجه کرد.
در دورهای که برخی مجتمعهای وابسته به نفتا و پروپان با کمبود خوراک و افزایش هزینه تولید روبهرو بودند، تعدادی از واحدهای زغالسنگی چین فعالیت خود را با نرخ بالاتری ادامه دادند. موسسه S& P Global Energy به نقل از فعالان بازار گزارش داد که بعضی مجتمعهای تبدیل زغالسنگ به الفین با تمام ظرفیت کار میکردند، درحالیکه نرخ بهرهبرداری برخی واحدهای نفتایی و پروپانی حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد بود. این موسسه همچنین سهم مجتمعهای زغالسنگ به الفین از ظرفیت تولید پلیپروپیلن چین را بر اساس برآورد فعالان صنعت حدود ۲۳ درصد اعلام کرد. این رقم به ظرفیت پلیپروپیلن مربوط است و نباید با سهم ۱۵ درصدی زغالسنگ از مجموع تولید الفین چین در سال ۲۰۲۵ یکسان تلقی شود.
جهش دلاری در کورههای پکن افزایش تولید واحدهای زغالسنگی به بازار صادراتی چین نیز رسید. موسسه ICIS در آوریل ۲۰۲۶ گزارش داد که تولیدکنندگان پلیمر مبتنی بر زغالسنگ توانستهاند از کمبود عرضه در بازار آسیا استفاده کنند. یکی از تولیدکنندگان چینی به این موسسه گفته بود که صادرات پلیاتیلن و پلیپروپیلن شرکتش در مارس ۲۰۲۶ از مجموع صادرات سال ۲۰۲۵ آن بیشتر شده است. البته موقعیت تمام تولیدکنندگان یکسان نیست و هزینه انتقال محصولات از مجتمعهای مستقر در مناطق داخلی چین به بنادر صادراتی میتواند بخشی از مزیت خوراک ارزان را از بین ببرد.
ساخت مجتمعهای زغالسنگی به سرمایهگذاری بسیار بیشتری نسبت به واحدهای نفتایی نیاز دارد. کپسارک در پژوهش تازه خود سرمایه مورد نیاز برای ایجاد هر تن ظرفیت سالانه تولید الفین از زغالسنگ را حدود چهار هزار و ۹۸۵ دلار برآورد کرده است. این رقم برای مسیر مبتنی بر نفتا هزار و ۵۲۸ دلار اعلام شده که اختلافی بیش از سه برابر را نشان میدهد. هزینه بالای احداث مجتمعهای زغالسنگی باعث میشود تصمیمگیری درباره پروژههای جدید تنها براساس قیمت فعلی نفت و زغالسنگ امکانپذیر نباشد و چشمانداز بلندمدت بازار نیز در محاسبات سرمایهگذاران نقش داشته باشد.
دیپلماسی متنوعسازی خوراک در پتروشیمی چین مصرف آب و انتشار گازهای گلخانهای نیز از هزینههای سنگین این روش تولید است. طبق برآورد کپسارک، تولید هر تن الفین از زغالسنگ با انتشار مستقیم ۴٫۵ تا ۶ تن معادل دیاکسیدکربن همراه است. مصرف آب شیرین نیز برای هر تن محصول بین ۱۶ تا ۳۰ تن اعلام شده است. هر دو شاخص حدود پنج برابر مقادیر مربوط به مسیر تولید از نفتا هستند. این میزان مصرف آب برای مجتمعهایی که در مناطق خشک و کمآب چین احداث میشوند، محدودیت مهمی به شمار میرود و ضرورت سرمایهگذاری در مدیریت منابع آب و کاهش انتشار آلایندهها را افزایش میدهد.
دولت چین با وجود این هزینهها، توسعه صنایع شیمیایی مبتنی بر زغالسنگ را متوقف نکرده است. برنامههای صنعتی این کشور نشان میدهد هدف، کنارگذاشتن کامل نفتا نیست، بلکه افزایش تعداد منابع قابل استفاده برای تامین خوراک پتروشیمی است. شرکتهای چینی با برخورداری از واحدهای نفتایی، گازی و زغالسنگی میتوانند بخشی از فشار ناشی از نوسان قیمت یا اختلال در واردات یک خوراک مشخص را از طریق سایر مسیرهای تولید مدیریت کنند.
چین در سال ۲۰۲۵ یکی از مهمترین مقاصد صادرات متانول ایران بود و تغییر ساختار تولید الفین در این کشور برای مجتمعهای متانولساز ایرانی اهمیت دارد. بر اساس دادههای موسسه ICIS، ایران در آن سال بیش از ۹ میلیون تن متانول صادر کرد که عمده آن روانه چین شد. بخشی از متانول وارداتی چین در واحدهای تبدیل متانول به الفین مصرف میشود و رشد تولید داخلی این ماده، بهویژه در مجتمعهای یکپارچه زغالسنگی، میتواند شرایط رقابت عرضهکنندگان خارجی را تغییر دهد.
موسسه CCFGroup با استناد به آمار گمرکی چین اعلام کرده است که واردات متانول این کشور در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۴ میلیون و ۴۰۵ هزار تن رسید. در آمار رسمی گمرک چین، حدود ۸۱۵ هزار تن واردات از ایران ثبت شده، اما CCFGroup با درنظرگرفتن منشا واقعی محمولهها، سهم متانول ایرانی را حدود ۵۹ درصد کل واردات این کشور برآورد کرده است. اختلاف قابل توجه این دو رقم به تفاوت میان کشور ثبتشده بهعنوان شریک تجاری و منشا واقعی کالا مربوط میشود. تحریمها و استفاده از مسیرهای تجاری مختلف نیز در نحوه ثبت محمولهها نقش دارند. رقم ۵۹ درصد برآورد تحلیلی CCFGroup است و با آمار رسمی واردات ثبتشده چین از ایران تفاوت دارد.
سقوط آزاد واردات متانول به چین واردات متانول چین در سال ۲۰۲۶ کاهش قابل توجهی داشته است. بر اساس دادههای گمرکی منتشرشده توسط موسسه Longzhong در اکتبر، این کشور در سپتامبر حدود ۴۶۰ هزار و ۷۰۰ تن متانول وارد کرد که نسبت به اوت ۴۲٫۷۹ درصد کمتر بود. مجموع واردات متانول چین در ۹ ماه نخست سال نیز به حدود شش میلیون و ۳۹ هزار تن رسید و در مقایسه با مدت مشابه سال ۲۰۲۵ کاهش ۳۷٫۵۳ درصدی داشت. اختلال در عرضه از خاورمیانه، مشکلات حملونقل و کاهش فعالیت برخی واحدهای مصرفکننده متانول از عواملی بودهاند که بر تجارت این محصول فشار وارد کردهاند. دادههای موجود اجازه نمیدهد سهم هر عامل در کاهش واردات بهطور دقیق مشخص شود.
کاهش ورود محمولههای ایرانی نیز در آمارهای تجاری دیده میشود. CCFGroup اعلام کرده است که در اوت ۲۰۲۶ حدود ۴۰۰ هزار تن متانول با منشا ایرانی وارد چین شده بود. این رقم نسبت به اوت سال قبل حدود ۵۷۰ هزار تن کاهش داشت. افت ورود محمولهها در شرایط اختلال تجارت و حملونقل رخ داده است و نمیتوان آن را بهتنهایی نشانه کاهش بلندمدت تقاضای چین برای متانول ایران دانست.
مجتمعهای یکپارچه زغالسنگ به الفین و واحدهای مستقل تبدیل متانول به الفین، از نظر تامین خوراک تفاوت دارند. در مجتمعهای یکپارچه CTO، زغالسنگ به متانول تبدیل میشود و متانول تولیدی معمولاً درهمان مجموعه برای تولید الفین به مصرف میرسد. اما واحدهای مستقل MTO متانول مورد نیاز خود را از بازار خریداری میکنند و میتوانند از متانول داخلی یا وارداتی استفاده کنند. افزایش ظرفیت مجتمعهای یکپارچه، در مقایسه با توسعه واحدهای مستقل، وابستگی کمتری به متانول خریداریشده از بازار ایجاد میکند.
دوگانگی بازار تحولات اکتبر ۲۰۲۶ نشان میدهد وضعیت بازار متانول چین برای واحدهای مستقل MTO دشوارتر شده است. موسسه CCFGroup در گزارشی به تاریخ ۳۰ اکتبر اعلام کرد که چند واحد مستقل تبدیل متانول به الفین، در شرایط کاهش سودآوری و همزمان با اجرای برنامههای تعمیراتی، فعالیت خود را متوقف کردهاند. واحد ۳۶۰ هزار تنی شرکت Shandong Levima از ۱۱ اکتبر و دو واحد ۳۰۰ هزار و ۶۰۰ هزار تنی شرکت Nanjing Chengzhi از ۱۹ اکتبر متوقف شدند. مجموع ظرفیت اسمی این سه واحد یک میلیون و ۲۶۰ هزار تن در سال است و در زمان انتشار گزارش، تاریخ مشخصی برای بازگشت آنها به مدار تولید اعلام نشده بود.
افزایش هزینه خرید متانول در مقایسه با قیمت محصولات پاییندستی، حاشیه سود واحدهایی را که خوراک خود را از بازار تامین میکنند، کاهش داده است. CCFGroup درهمین گزارش اعلام کرد که برخی مجتمعهای یکپارچه زغالسنگ به الفین، از جمله Datang Duolun و Zhong'an United، قصد داشتهاند بخشی از متانول تولیدی خود را در بازار عرضه کنند. در این مجتمعها نیز تصمیم درباره فروش متانول یا مصرف آن برای تولید الفین به قیمت محصولات و شرایط سودآوری بستگی دارد. به همین دلیل، افزایش ظرفیت زغالسنگی چین لزوماً به معنای مصرف تمام متانول تولیدشده در زنجیره الفین نیست.
برای صادرکنندگان ایرانی متانول، ترکیب ظرفیتهای جدید چین اهمیت بیشتری از رشد مجموع تولید الفین دارد. توسعه مجتمعهای یکپارچه CTO میتواند بخشی از نیاز بازار به متانول خریداریشده را محدود کند، اما واحدهای مستقل MTO همچنان به تامین خوراک از بازار وابستهاند. فعالیت این واحدها نیز به قیمت متانول، نرخ بهرهبرداری و میزان تقاضا برای محصولات پاییندستی بستگی دارد. کاهش واردات متانول چین در سال ۲۰۲۶ همزمان با اختلال در تجارت منطقهای و افت فعالیت برخی مصرفکنندگان رخ داده و هنوز نمیتوان مشخص کرد چه سهمی از آن به توسعه تولید زغالسنگی مربوط بوده است.
چین همزمان با افزایش تولید الفین از زغالسنگ، ظرفیت تولید پلیاتیلن و پلیپروپیلن خود را نیز گسترش داده است. موسسه ICIS در آوریل ۲۰۲۶ اعلام کرد که برای همان سال، راهاندازی حدود ۶٫۲ میلیون تن ظرفیت جدید پلیاتیلن و ۴٫۵۵ میلیون تن ظرفیت پلیپروپیلن در این کشور برنامهریزی شده است. البته تمام این طرحها به خوراک زغالسنگ وابسته نیستند و محدودیت تامین مواد اولیه، راهاندازی بعضی از آنها را با تاخیر مواجه کرده است. افزایش ظرفیت تولید چین، بهویژه در شرایطی که مصرف داخلی پاسخگوی عرضه نباشد، میتواند حجم بیشتری از محصولات پتروشیمی این کشور را روانه بازارهای صادراتی کند. چنین وضعیتی رقابت را برای تولیدکنندگان ایرانی پلیمر دشوارتر میکند، بهخصوص اگر شرکتهای چینی بتوانند محصولات خود را با قیمت پایینتری عرضه کنند.
تا این لحظه منبع مستقل دیگری این خبر را منتشر نکرده است.
بررسی خودکار: مقایسه با خبرهای ۷۲ ساعت اخیر منابع دیگر و اعتبار پایهی منبع؛ جایگزین داوری انسانی نیست.منبع: نفت ما