راهبرد «هرمز صفر» امارات از فجیره میگذرد + نقشه

فجیره با تکیه بر موقعیت جغرافیایی و توسعه خطوط لوله به محور راهبرد امارات برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز تبدیل شده، اما محدودیت مسیرهای جایگزین و آسیبپذیری زیرساختهای انرژی نشان میدهد که دور زدن هرمز نمیتواند جایگزینی کامل برای این گذرگاه راهبردی باشد. پست راهبرد «هرمز صفر» امارات از فجیره میگذرد + نقشه اولین بار در تجارت نیوز ظاهر شد.
به گزارش تجارت نیوز، وبگاه سفور با انتشار یادداشتی نوشت: از عرشه یکی از یدککشهای بزرگ که برای هدایت نفتکشهای غولپیکر حامل نفت خام به بندر فجیره امارات متحده عربی به کار گرفته میشوند، میتوان در هر سو نشانههای حرکت شتابان این کشور بهسوی راهبرد «هرمز صفر» را مشاهده کرد.
در بندر، یک نفتکش غولپیکر با ظرفیت حمل دو میلیون بشکه نفت، در تنها اسکلهای که توانایی پذیرش چنین کشتیهایی را دارد، مشغول بارگیری بود. کشتیهای کوچکتر در اسکلههای دیگر پهلو گرفته بودند و یک نفتکش نیز در محل پهلوگیری فراساحلی در حال بارگیری بود؛ درحالیکه یک ناوچه نیروی دریایی امارات در نزدیکی آن از منطقه محافظت میکرد. در افق و در میان غبار، چندین نفتکش دیگر در لنگرگاه مستقر بودند و عملیات انتقال محموله از کشتی به کشتی را انجام میدادند. این نفتکشها نفتی را دریافت میکردند که از طریق تنگه هرمز و تحت حفاظت آمریکا منتقل شده بود تا به مشتریان در سراسر جهان تحویل داده شود.
فجیره، یکی از امارتهای کم حاشیه امارات که بیشتر به اقامتگاههای تفریحی ارزانقیمت و مناطق کوهستانیاش شهرت دارد، اکنون در کانون تلاشهای منطقهای برای کاهش اهرم فشار ایران بر تجارت خلیج فارس از مسیر تنگه هرمز قرار گرفته است. موقعیت جغرافیایی به بزرگترین مزیت این امارت تبدیل شده؛ هرچند فجیره تنها بازیگر این روند نیست.
عربستان سعودی در حال گسترش شبکه خطوط لوله خود است و کویت نیز با ریاض و ابوظبی درباره انتقال نفت خام از طریق خطوط لوله و مسیرهای صادراتی این دو کشور مذاکره میکند. عمان هم احتمالا از اختلال در تردد از تنگه هرمز منتفع خواهد شد و طرحهای جداگانهای برای احداث خطوط لوله به بنادر این کشور در دست بررسی است تا سوختهای فسیلی گرفتار در خلیج فارس بتوانند با ایمنی بیشتری منتقل شوند.
فرصتسازی برای فجیره
برای فجیره، چنین رقابتی میتواند زمینه را برای دور زدن تنگه هرمز هموار کرده و بسترساز احداث تاسیسات جدید گاز طبیعی مایعشده (الانجی)، یک پالایشگاه و توسعه بندری شود. فریدون فشراکی، رئیس بازنشسته شرکت مشاوره انرژی FGE NexantEC، به سفور گفت: «این جنگ شوم فرصتی را برای فجیره ایجاد کرده که شاید فقط یک بار در طول عمر به وجود بیاید».
فجیره مدتها پیش از آغاز جنگ آمریکا و ایران در ۲۸ فوریه، خود را برای بهرهبرداری از چنین فرصتی آماده کرده بود. ابوظبی در سال ۲۰۱۲ خط لولهای به مقصد این بندر افتتاح کرد که ظرفیت انتقال روزانه ۱.۸ میلیون بشکه نفت خام را دارد. این خط لوله به امارات امکان میدهد در صورت لزوم، مسیری جایگزین برای صادرات نفت در اختیار داشته باشد که به تنگه هرمز وابسته نباشد.
تصاویر بندر و خط ساحلی فجیره در اواخر دهه ۱۹۹۰ نشان میدهند که در آن زمان، زیرساختهای ذخیرهسازی و بارگیری نفت بسیار محدود بودند. اما امروز، مخازن ذخیرهسازی نفت در دو سوی بزرگراه ساحلی نزدیک بندر ردیف شدهاند و شبکهای از خطوط لوله، فرآوردههای نفتی را میان پایانهها و کشتیها جابهجا میکند. خط ریلی ابوظبی نیز که کالاها را به این منطقه منتقل میکند، اخیرا حملونقل مسافرها را آغاز کرده است.
نگاهی به نقشه امارات نشان میدهد که انتقال زیرساختها و داراییهای اقتصادی به سمت شرق، یعنی ساحل دریای عمان، برای کشوری ثروتمند که اقتصادش به صادرات منابع وابسته است، در ظاهر چندان دشوار نیست. بااینحال، عوارض طبیعی منطقه مانعی جدی به شمار میرود. کوهستانهای صخرهای تا نزدیکی خط ساحلی امتداد یافتهاند و همین مساله باعث شده که توسعه زمین از طریق احیای اراضی دریایی، تنها راه گسترش زیرساختها باشد.
اگرچه فرصت پیشرو روشن است و تردید چندانی درباره توانایی دولت امارات برای اجرای طرحهای توسعهای وجود ندارد، فجیره همچنان در معرض همان خطرهایی قرار دارد که سایر نقاط منطقه را تهدید میکنند.
قرار گرفتن در خارج از تنگه هرمز تا حدی از کشتیها محافظت میکند، اما شناورها، مخازن ذخیرهسازی و زیرساختهای بندری همچنان آسیبپذیرند. در این میان بیمه جنگ همواره یکی از مسائل مهم فعالان اقتصادی در فجیره بوده است. به گفته دو فرد مطلع که با شرکتهای بیمه مذاکره کردهاند، بیمهگران اعلام کردهاند برای کاهش حق بیمهها باید دستکم شش ماه ثبات و صلح پایدار برقرار باشد.
بندر فجیره تاکنون بر جابهجایی محمولههای باارزشتر تمرکز داشته و واردات و صادرات مجدد مصالح ساختمانی، کالاهای مصرفی و ماشینآلات را به تاسیسات بسیار بزرگتر دبی و ابوظبی واگذار کرده است.
اما این وضعیت در حال تغییر است. اکنون کامیونهای باری در امتداد بزرگراه و در مسیری به طول حدود ۱۶ کیلومتر صف کشیدهاند و منتظر ورود به بنادر هستند. به گفته فردی مطلع از عملیات بندری، شمار عملیات انتقال محموله از کشتی به کشتی بهسرعت افزایش یافته ؛ این رقم که پیش از جنگ تنها چند مورد بود، در ماه اوت به ۸۰ مورد و در سپتامبر به ۱۲۰ مورد رسید. این عملیات عمدتا مربوط به نفت خام است، اما آلومینیوم، بوکسیت و فولاد را نیز شامل میشود.
درباره تابآوری
در ضیافتی که در حاشیه «مجمع بازارهای انرژی» برگزار شد و شرکت مشاورهای گلف اینتلیجنس مستقر در دبی سازماندهی آن را بر عهده داشت، واژه «تابآوری» بارها تکرار شد؛ اما در این مورد، استفاده مکرر از این واژه بیدلیل نبود. حاضران همان افرادی هستند که نزدیک به یک قرن است به انتقال مستمر نفت از یکی از بیثباتترین مناطق جهان کمک کردهاند.
چرخه رونق و رکود این صنعت نیز موضوع بحث بود. مزیت تاریخی فجیره، ایفای نقش بهعنوان حلقه اتصال کشتیهایی بود که از تنگه هرمز عبور میکردند؛ اما بنادر دیگری نیز در عمان وجود دارند. عمان در مقایسه با دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس، روابط دوستانهتری با ایران دارد. پرسشی که هیچکس نتوانست به آن پاسخ دهد این بود که آیا رونق ناشی از بحران پس از آنکه شرکتهای کشتیرانی بتوانند به مسیرهای پیشین خود بازگردند، ادامه خواهد یافت یا خیر.
بااینحال، برای ساکنان فجیره، زمینهای خالی نزدیک بندر که از طریق احیای اراضی دریایی ایجاد شدهاند و ممکن است بهزودی میزبان یک تأسیسات الانجی و دیگر زیرساختهای مولد اقتصادی شوند، شاید بهتنهایی برای کاهش فاصله اقتصادی این امارت با هموطنان ثروتمندترشان در ابوظبی و دبی کافی باشد.
گزینههای محدود خلیج فارس
ایران دهههاست که از بستن تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار استفاده کرده. کشورهای حاشیه خلیج فارس اگرچه این تهدید را نادیده نگرفتند، اما در عمل عمدتا بر این فرض تکیه داشتند که آزادی کشتیرانی در این آبراه همچنان قاعده حاکم باقی خواهد ماند.
سرمایهگذاریهای عربستان سعودی و امارات در خطوط لوله، تصمیمهایی آیندهنگرانه بودند. بااینحال، این دو کشور نیز مانند همسایگانی که به مسیرهای جایگزین خارج از تنگه هرمز دسترسی ندارند، بخش عمده سرمایهگذاریهای خود را در شهرها و مناطق صنعتی داخل خلیج فارس متمرکز کردند؛ مناطقی که در تیررس موشکهای ایران قرار دارند. در این میان، اولویت اصلی آنها توسعه اقتصادی داخلی بود.
امروز، مسیر حرکت منطقه به سمت ایجاد ظرفیتهای جایگزین و تقویت تابآوری تغییر کرده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس تقریبا چارهای جز سرمایهگذاری در مسیرهای متفاوت و استفاده از هر مسیری که کارآمدتر باشد، ندارند. در صورت برقراری صلح، ممکن است برخی خطوط لوله و بنادر گاهبهگاه بلااستفاده بمانند. این هزینهای است که باید برای تداوم جریان انرژی و کالاها، حتی در شرایطی که دشمنان شریانهای حیاتی اقتصاد این کشورها را هدف قرار میدهند، پرداخت.
تمام این تناقضها در رونق اقتصادی فجیره آشکار است؛ جایی که مزیت جغرافیایی، آن را از پیامدهای درگیری مصون نمیکند.
فجیره و عمان از تلاشها برای تداوم صادرات نفت و دیگر کالاها سود میبرند. اما تبدیل تنگه هرمز به آنچه اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، «آبراهی بیارزش» خوانده است، همواره اغراقآمیز بوده است.
درست است که جریان صادرات نفت خام تا حد زیادی به لطف خطوط لوله و اسکورت نظامی نفتکشها از سوی آمریکا احیا شده؛ اما گاز طبیعی مایعشده، کودهای شیمیایی، فلزات، هلیوم و دیگر کالاهای صادراتی، بهعلاوه تمام کالاهای وارداتی مورد نیاز بیش از ۶۰ میلیون نفر، نمیتوانند همگی بهشکلی کارآمد از مسیرهای جایگزین منتقل شوند.
در همین حال، وزیر انرژی قطر با صراحت با احداث خطوط لوله گاز و انتقال تاسیسات فرآوری به کشورهای دیگر مخالفت کرده و در عوض، بر گسترش ظرفیت تولید الانجی در رأس لفان تاکید دارد.
برای دیگر صادرکنندگان نیز، جایگزین کردن حملونقل دریایی با کامیون از نظر اقتصادی مقرونبهصرفه نیست. مدیرعامل شرکت «فرتیگلوب»، یکی از بزرگترین صادرکنندگان اوره و آمونیاک در جهان، در این باره گفت که یک کشتی معمولی حدود ۵۰ هزار تن کود شیمیایی حمل میکند. جایگزین کردن ظرفیت حمل چنین کشتی به حدود دو هزار کامیون نیاز دارد.
تا این لحظه منبع مستقل دیگری این خبر را منتشر نکرده است.
بررسی خودکار: مقایسه با خبرهای ۷۲ ساعت اخیر منابع دیگر و اعتبار پایهی منبع؛ جایگزین داوری انسانی نیست.منبع: تجارتنیوز