توسعه میدان نفتی سهراب، آخرین میخ بر تابوت هورالعظیم

در حالی که تالاب هورالعظیم با بحران کمآبی و خشکی گسترده روبهروست، توسعه میدان نفتی سهراب نگرانیهای تازهای درباره آینده این تالاب ایجاد کرده است. محمد درویش، پژوهشگر و فعال محیط زیست، در گفتوگو با «نفت ما» هشدار داد: «با توجه به تجربه تلخی که از برداشت نفت در میدان آزادگان داشتیم، فعالان محیطزیست نگراناند که توسعه میدان نفتی سهراب به آخرین میخ بر تابوت هورالعظیم تبدیل شود».
به گزارش «نفت ما»، هورالعظیم که روزگاری به «کویت کوچک» شهرت داشت اما امروز از آن تالاب پرآب، پهنههای وسیعی خشک شده و نگرانیها درباره آینده آن شدت گرفته است. پژوهشی ماهوارهای در نشریه Advances in Space Research نشان میدهد پهنه آبی هورالعظیم بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ بیش از ۷۴ درصد کاهش یافته است.
هورالعظیم که ساکنان عربزبان منطقه آن را «هورالهویزه» مینامند، از دوران جنگ هشتساله ایران و عراق با آسیبهای جدی روبهرو شد. اقدامات حکومت صدام حسین برای خشکاندن بخشهایی از تالاب، احداث جادههای نظامی و تغییر مسیر جریان آب، بخشی از روند تخریب آن بود. در سالهای بعد نیز کاهش حقآبه، خشکسالی و گسترش فعالیتهای انسانی، بحران را تشدید کرد.
در این میان، فعالیتهای نفتی در محدوده هورالعظیم به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات تبدیل شده است. میدانهای آزادگان، یاران و یادآوران در محدوده تالاب و اطراف آن توسعه یافتهاند و اکنون طرح توسعه میدان نفتی سهراب در بخش شمالی هورالعظیم، بار دیگر نگرانیها را درباره آینده این زیستبوم افزایش داده است.
اختلافات بر سر میدان سهراب میدان نفتی سهراب در محدوده مرزی ایران و عراق و در مجاورت بخش شمالی تالاب هورالعظیم قرار دارد. توسعه این میدان به دلیل موقعیت جغرافیایی آن، از ابتدا با حساسیتهای محیط زیستی همراه بوده است. به گفته مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه نفت «متن»، صدور این مجوز پس از پنج سال بررسی و ۹ مرحله اصلاح طرح انجام شده است. با این حال، اختلافنظرها درباره طرح سهراب پایان نیافته است.
در ۲۰ مهرماه، خبرگزاری تسنیم از توقف فعلی اجرای شش پد میدان سهراب خبر داد؛ موضوعی که شرکت مهندسی و توسعه نفت در جوابیهای به آن واکنش نشان داد و تعبیر «توقف توسعه میدان» را نادرست دانست.
دو روز بعد، در ۲۲ مهر، سازمان حفاظت محیط زیست در نامهای به مدیرعامل شرکت متن اعلام کرد که اطلاعات ارائهشده در پیوست اجتماعی طرح توسعه میدان سهراب کافی نیست و مطالعات باید با مشارکت مشاور مستقل و واجد صلاحیت تکمیل شود.
این تحولات بار دیگر نگرانیها درباره آینده هورالعظیم و پیامدهای توسعه فعالیتهای نفتی در این تالاب را افزایش داده است. درهمین زمینه، «نفت ما» در گفتوگو با محمد درویش، پژوهشگر و فعال محیطزیست، به بررسی عوامل خشکشدن هورالعظیم، نقش صنعت نفت در وضعیت کنونی آن و پیامدهای احتمالی توسعه میدان نفتی سهراب پرداخته است.
میخ سهراب بر تابوت هورالعظیم محمد درویش در گفتوگو با «نفت ما»، با اشاره به اهمیت تاریخی و محیط زیستی هورالعظیم میگوید: «وقتی حجم آبی را که در مجموع از حوضه رودخانههای کرخه و فرات تامین میشود و حدود ۵۵ میلیارد مترمکعب است، با دریاچه ارومیه مقایسه میکنیم که حجم آب آن حدود ۷ میلیارد مترمکعب است، متوجه میشویم هورالعظیم از نظر منابع آبی چه اهمیت بالایی دارد.»
او میافزاید: «متاسفانه امروز این تالاب به دلیل بارگذاریهای بیش از حد در بالادست، توسعه فعالیتهای کشاورزی و حفاریهای نفتی در ایران و عراق، در معرض فروپاشی و نابودی قرار گرفته است.»
به گفته درویش، وسعت هورالعظیم که حدود ۴۸۰ هزار هکتار بوده، بهشدت کاهش یافته است. از این محدوده، حدود ۱۲۳ هزار هکتار در خاک ایران قرار دارد و بخش باقیمانده در عراق واقع شده است.
این پژوهشگر محیط زیست با اشاره به تجربه توسعه میدان نفتی آزادگان تاکید میکند: «با توجه به تجربه تلخی که از برداشت نفت در میدان آزادگان داشتیم، فعالان محیط زیست نگراناند که توسعه میدان نفتی سهراب به آخرین میخ بر تابوت هورالعظیم تبدیل شود. به همین دلیل حساسیتها نسبت به فعالیتهای نفتی در این منطقه افزایش یافته است.»
کمبود حقآبه؛ مهمترین عامل بحران هورالعظیم با وجود نگرانی درویش درباره آثار فعالیتهای نفتی، او تامین نشدن حقآبه را مهمترین عامل کاهش وسعت تالاب میداند.درویش توضیح میدهد: «آثار فعالیتهای نفتی بیشتر از دهه ۱۳۸۰ خود را نشان داد، اما اگر روند تخریب هورالعظیم را بررسی کنیم، میبینیم که این روند عملاً پس از پایان جنگ هشتساله شتاب گرفت.»
به گفته او، در دوران جنگ، جادههایی با اهداف نظامی و امنیتی در محدوده تالاب احداث شد که جریان طبیعی آب را تحت تاثیر قرار داد و بخشهایی از هورالعظیم را از یکدیگر جدا کرد. در سمت عراق نیز اتفاقات مشابهی رخ داده است.
او ادامه میدهد: «من در سفری که به عراق داشتم، از نزدیک مشاهده کردم که در آن سوی مرز نیز مشکلات جدی در تامین حقآبه تالاب وجود دارد.»
درویش با اشاره به نیاز آبی هورالعظیم میگوید: «در بخش ایرانی باید سالانه حدود ۱.۴ میلیارد مترمکعب و در بخش عراقی حدود ۲.۵ میلیارد مترمکعب حقآبه تامین شود. اگر این میزان آب به تالاب برسد، بخش بزرگی از مشکلات آن برطرف خواهد شد.»
اما کمبود حقآبه تنها عامل بحران نیست. این کارشناس محیط زیست، رعایت نشدن ملاحظات محیطزیستی در فعالیتهای اکتشافی و نفتی، از جمله در میدانهای آزادگان و سهراب، را دومین عامل موثر بر وضعیت تالاب عنوان میکند.
او همچنین توسعه اراضی کشاورزی و کشت محصولات آببر، بهویژه برنج، در ایران و عراق را از دیگر عوامل فشار بر منابع آب هورالعظیم میداند.
درویش سهم تغییرات اقلیمی و گرمایش جهانی را نیز در وضعیت کنونی تالاب حدود ۱۵ درصد برآورد میکند.
نقش سدسازیهای منطقه در کاهش آب هورالعظیم بحران هورالعظیم تنها به فعالیتهای داخل مرزهای ایران محدود نمیشود. درویش با اشاره به تحولات حوضههای آبریز منطقه میگوید: «نمیتوانیم نقش سدسازیهای ترکیه روی رودخانههای دجله و فرات را نادیده بگیریم. علاوه بر ترکیه، سوریه و خود عراق نیز سدسازیهای گستردهای روی این رودخانهها انجام دادهاند.»
او همچنین به احداث یک دریاچه مصنوعی در دوران صدام حسین اشاره میکند که به گفته وی، ظرفیت آن حدود ۸۵ میلیارد مترمکعب است.
درویش با مقایسه این رقم با حجم آب دریاچه ارومیه تاکید میکند که مجموعه سدسازیها، تغییرات جریان رودخانهها و برداشت آب در کشورهای بالادست، در کاهش منابع آبی تالابهای منطقه نقش داشتهاند.
احیای هورالعظیم از کجا باید آغاز شود؟ درویش معتقد است نخستین اقدام برای جلوگیری از تخریب بیشتر هورالعظیم، تامین حقآبه آن در هر دو سوی مرز است.
او میگوید: «در بخش ایرانی، وزارت نیرو باید حقآبه موردنیاز هورالعظیم را تخصیص دهد. در بخش عراقی نیز لازم است از طریق تعاملات بینالمللی، یک کنسرسیوم یا سازوکار همکاری مشترک تشکیل شود تا امکان تامین سالانه ۲.۵ میلیارد مترمکعب آب برای بخش عراقی تالاب فراهم شود.»
این پژوهشگر محیطزیست همچنین خواستار اصلاح الگوی کشت در مناطق اطراف تالاب است. به اعتقاد او، سازمان حفاظت محیطزیست باید از وزارت جهاد کشاورزی بخواهد که از توسعه کشت محصولات آببری مانند برنج و نیشکر جلوگیری کند و کشاورزی منطقه به سمت محصولاتی حرکت کند که با شرایط اقلیمی و ظرفیت منابع آب سازگاری بیشتری دارند.
با این حال، درویش معتقد است حفاظت از تالاب نباید به معنای توقف کامل فعالیتهای نفتی باشد، بلکه توسعه این فعالیتها باید تابع الزامات مشخص محیطزیستی باشد.
حفاری نفت باید بهصورت مورب انجام شود درویش درباره نحوه ادامه فعالیتهای نفتی در هورالعظیم میگوید: «دولتهای ایران و عراق که هر دو در حال بهرهبرداری از میدانهای نفتی مشترک هستند، باید با همکاری یکدیگر و با حضور نمایندگان سازمانهای حفاظت محیطزیست دو کشور، به تعهدات و الزامات محیطزیستی در فعالیتهای حفاری پایبند باشند.»
او تاکید میکند: «شرط انجام حفاری باید این باشد که برای اجرای پروژه، تالاب خشک نشود.» به گفته این کارشناس، چاهها و تاسیسات نفتی باید بهگونهای طراحی شوند که حتی در صورت افزایش یکمتری سطح آب تالاب، فعالیت آنها مختل نشود.
درویش درباره میدان سهراب نیز معتقد است عملیات حفاری باید بهصورت مورب انجام شود تا نیاز به ورود و استقرار تاسیسات جدید در محدوده تالاب به حداقل برسد.
او این اقدامات را از الزامات توسعه نفتی سازگار با شرایط محیطزیستی هورالعظیم میداند.
چرا همکاری ایران و عراق برای حفاظت از تالاب شکل نگرفته است؟ یکی دیگر از انتقادات درویش، نبود همکاری موثر میان ایران و عراق برای مدیریت مشترک هورالعظیم است. او میگوید: «به نظر من اساساً تلاش جدی برای تشکیل چنین همکاریای صورت نگرفته است. من سال گذشته هم که به عراق سفر کردم، این مسئله را از نزدیک بررسی کردم.»
درویش در ادامه از عملکرد دستگاههای اجرایی ایران انتقاد میکند و میافزاید: «در این زمینه، دولت ایران را مقصر میدانم؛ زیرا معتقدم وزارت امور خارجه و وزارت نیرو عملاً رویکردی منفعلانه داشتهاند و اقدام موثری برای ایجاد چنین همکاریای انجام ندادهاند».
به گفته او، سازمان حفاظت محیطزیست نیز از قدرت اجرایی کافی برخوردار نیست تا بتواند وزارت نیرو و وزارت امور خارجه را برای پیگیری این موضوع پای کار بیاورد.
این کارشناس محیطزیست همچنین ادعایی درباره مخالفت برخی دستگاهها با ثبت هورالعظیم در کنوانسیون رامسر مطرح میکند.
درویش میگوید: «ابتدا تصور میکردم وزارت نفت با ثبت هورالعظیم در کنوانسیون رامسر مخالف است، اما بعد متوجه شدم که وزارت نفت مخالفتی ندارد و این وزارت نیرو و وزارت امور خارجه هستند که با آن مخالفت میکنند. این مسئله برای من بسیار عجیب بود.»
اختلافنظر بر سر پدهای نفتی سهراب محمد درویش درباره جزئیات طرح توسعه میدان نفتی سهراب با اشاره به طرح احداث هشت پد نفتی در این میدان میگوید: «سازمان حفاظت محیط زیست با یکی از این پدها، یعنی پد هشتم، مخالفت کرده و دستور بازنگری آن را داده است. درباره پد دوم نیز دکتر قمیشی از دانشگاه شهید چمران اهواز مخالفتهایی مطرح کرده است.»
او با این حال، ادامه فعالیت در شش پد دیگر را مشروط به رعایت ملاحظات محیطزیستی امکانپذیر میداند. به گفته درویش، شرط اصلی این است که پدهای موردنظر خارج از محدوده حوضچه شماره یک هورالعظیم قرار بگیرند و عملیات حفاری نیز بهصورت مورب انجام شود تا مداخله در بستر تالاب به حداقل برسد.
او تاکید میکند که در صورت رعایت این شرایط، امکان ادامه فعالیتهای نفتی وجود دارد. درویش در پاسخ به این پرسش که آیا شرکت مهندسی و توسعه نفت شرایط موردنظر را پذیرفته است یا همچنان بر اجرای هر هشت پد اصرار دارد؟ میگوید: «خیر، هنوز این شرایط را نپذیرفته است.»
سرنوشت هورالعظیم در گرو تصمیمهای امروز آنچه امروز بر سر توسعه میدان نفتی سهراب میگذرد، فراتر از اختلافنظر بر سر احداث چند پد نفتی است؛ موضوع اصلی این است که آیا میتوان بهرهبرداری از منابع نفتی را بدون تکرار تجربههای تلخ گذشته و تحمیل خسارت بیشتر به هورالعظیم ادامه داد؟ اظهارات محمد درویش نشان میدهد که از نگاه فعالان محیطزیست، توسعه نفتی در این منطقه لزوماً به معنای تخریب تالاب نیست، اما ادامه فعالیتها بدون رعایت الزامات محیطزیستی میتواند بقای این زیستبوم آسیبدیده را بیش از پیش تهدید کند.
اکنون پرسش اساسی این است که آیا وزارت نفت و شرکت مهندسی و توسعه نفت حاضرند برای حفاظت از هورالعظیم در طرح توسعه میدان سهراب بازنگری کنند و نگرانیهای مطرحشده درباره جانمایی پدها و شیوه حفاری را برطرف سازند؟ در شرایطی که کمبود حقآبه، خشکسالی و مداخلات انسانی بخش بزرگی از حیات این تالاب را از بین برده، سرنوشت هورالعظیم بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای امروز دستگاههای مسئول گره خورده است؛ تصمیمهایی که مشخص خواهند کرد توسعه میدان سهراب با حفاظت از تالاب همراه میشود یا به تعبیر درویش، به آخرین میخ بر تابوت هورالعظیم تبدیل خواهد شد.
تا این لحظه منبع مستقل دیگری این خبر را منتشر نکرده است.
بررسی خودکار: مقایسه با خبرهای ۷۲ ساعت اخیر منابع دیگر و اعتبار پایهی منبع؛ جایگزین داوری انسانی نیست.منبع: نفت ما