آقای پزشکیان صنعت نفت ناپدری نمیخواهد

آقای رئیسجمهور! پس از ماهها کشمکش در وزارت نفت از حواشی تراستیها و ابهامات فروش نفت در شرایط تحریم و جنگ گرفته تا اختلافات وزیر پیشین نفت و محمد شریعتمداری، اکنون تصمیمی پیش روی شماست که اهمیت آن فراتر از تغییر یک وزیر است، آن هم در شرایطی که کشور با مجموعهای از بحرانهای امنیتی و اقتصادی دستوپنجه نرم میکند و صنعت نفت در خط مقدم این بحرانها قرار دارد.
امروز قرار نیست برای وزارتخانهای در شرایط عادی وزیر انتخاب کنید، کشور درگیر جنگ است و بخشی از پالایشگاهها و زیرساختهای انرژی آسیب دیدهاند، مشکل تامین بنزین همچنان پابرجاست و در آستانه فصل سرما ناترازی گاز و تامین سوخت نیروگاهها و صنایع نگرانیهای جدی ایجاد کرده است.
در بخش بالادستی نیز وضعیت چندان مساعد نیست، پروژههای توسعهای با کمبود منابع مالی مواجهاند و افت فشار مخازن و تاخیر در اجرای طرحهای فشارافزایی آینده تولید را تهدید میکند، در میادین مشترک نیز زمان به زیان ایران در حال سپری شدن است و هر روز عقبماندگی میتواند فرصتهای اقتصادی بیشتری را از کشور بگیرد.
به همه این مشکلات باید محدودیتهای ناشی از تحریم و محاصره دریایی را اضافه کرد، شرایطی که وزارت نفت باید همزمان تولید را حفظ کند و برای فروش نفت و تامین منابع مالی راهکار داشته باشد و در کنار آن بازسازی تاسیسات آسیبدیده و استمرار فعالیت پروژههای راهبردی را مدیریت کند.
در چنین شرایطی واقعاً چه کسی قرار است سکان وزارت نفت را در دست بگیرد و آیا این وزارتخانه میتواند محل آزمون مدیرانی باشد که شناخت آنها از صنعت نفت به گزارشهای اداری و جلسات مدیریتی محدود میشود؟
وزیر نفت باید بداند افت فشار یک مخزن چه معنایی دارد و توقف یک دکل حفاری چه هزینهای به کشور تحمیل میکند، باید تفاوت توسعه میدان دریایی و خشکی را بفهمد و با پیچیدگیهای چاه و مخزن و سکوهای دریایی و تاسیسات فرآورشی آشنا باشد، باید بداند تاخیر در فشارافزایی پارس جنوبی چه پیامدی برای تولید گاز دارد و عقبماندن از توسعه یک میدان مشترک چه فرصتهایی را از کشور میگیرد.
قرار نیست وزیر نفت شخصاً چاه حفاری کند یا محاسبات مهندسی مخزن انجام دهد اما باید آنقدر بر واقعیتهای فنی و عملیاتی صنعت اشراف داشته باشد که بتواند میان گزارشهای کارشناسی قضاوت کند و اولویتها را بشناسد، چراکه مدیریت صنعت نفت بدون شناخت فنی چیزی جز وابستگی به گزارشها و تصمیمات دیگران نیست.
صنعت نفت ایران خانواده بزرگی از مدیران و متخصصانی است که دههها در سختترین شرایط از جنگ و تحریم گرفته تا محدودیت تجهیزات و سرمایهگذاری چرخ تولید و صادرات کشور را به حرکت درآوردهاند، مدیرانی که میدان اداره کردهاند و هزینه توقف تولید و تاخیر در اجرای پروژهها را از نزدیک میشناسند.
با وجود چنین سرمایه انسانی بزرگی چه ضرورتی دارد اداره این صنعت به مدیرانی سپرده شود که سابقه مشخصی در حوزه نفت ندارند و قرار است پس از نشستن بر صندلی وزارت با پیچیدگیهای آن آشنا شوند؟
نامهایی که این روزها برای وزارت نفت مطرح میشوند باید با همین معیارها سنجیده شوند، اینکه چه میدان نفتی را اداره کردهاند و چه تجربهای از مدیریت تولید و اجرای پروژههای بزرگ انرژی دارند و تا چه اندازه با مسائل فنی و عملیاتی صنعت آشنا هستند، پرسشهایی است که نمیتوان با چند عنوان مدیریتی یا حمایت محافل سیاسی از کنار آنها عبور کرد.
آقای رئیسجمهور! به حکم مصلحت مُلک و منافع ملی، انتخاب وزیر نفت نباید زیر سایه لابیهای سیاسی و بدهبستانهای مدیریتی قرار بگیرد، آن هم در شرایطی که کشور با جنگ و بحران انرژی مواجه است و کوچکترین خطای مدیریتی میتواند خسارتی سنگین به بار بیاورد.
خانواده بزرگ صنعت نفت آنقدر مدیر متخصص و باتجربه در دل خود پرورش داده که نیازی به آوردن ناپدری از بیرون این خانواده نداشته باشد، بهویژه امروز که بیش از هر زمان دیگری به مدیری نیاز است که زبان صنعت را بفهمد و اعتبار و تجربه خود را از متن عملیات و مدیریت نفت به دست آورده باشد.
در میان گزینههای مطرح برای وزارت نفت، حمید بورد که اکنون سرپرستی این وزارتخانه را بر عهده دارد، به پشتوانه سالها حضور در بدنه صنعت و تجربه مدیریت در شرکت ملی نفت، مناطق نفتخیز جنوب و نفت فلات قاره، از شناخت فنی، عملیاتی و مدیریتی لازم برخوردار است. در شرایطی که صنعت نفت بیش از هر زمان دیگری به ثبات مدیریتی و تصمیمگیری بر پایه شناخت میدانی نیاز دارد، بورد باید گزینه نخست دولت برای تصدی وزارت نفت باشد؛ مدیری که قرار نیست صنعت را از پشت میز وزارت بشناسد و با ساختار، ظرفیتها و چالشهای آن بیگانه نیست.
با این حال، اگر به هر دلیلی قرار نیست حمید بورد انتخاب نهایی دولت باشد، انتظار میرود رئیسجمهور بهجای سپردن وزارت نفت به چهرههای سیاسی و مدیران خارج از این صنعت، به نسل جوان مدیران متخصص و توانمند نفت اعتماد کند که از دل عملیات برخاستهاند، دانش فنی و تجربه اجرایی دارند و میتوانند با جسارت و نگاه تازه، مسئولیت اداره این صنعت راهبردی را بر عهده بگیرند. البته اعتماد به چنین مدیری بدون حمایت قاطع رئیسجمهور معنایی ندارد؛ جوانگرایی زمانی به نتیجه میرسد که مدیر منتخب، اختیار تصمیمگیری و پشتوانه لازم برای اجرای برنامههای خود را داشته باشد.
شما وعده داده بودید که به کارشناسان اعتماد کنید و تصمیمات را بر پایه تخصص بگیرید. اکنون انتخاب وزیر نفت آزمونی جدی برای تحقق همین وعده است. وقتی صنعت نفت از مدیران باتجربه و نیروهای جوان و متخصص برخوردار است، چه توجیهی دارد که اداره آن به فردی خارج از این خانواده سپرده شود؟ اولویت باید با حمید بورد باشد و اگر انتخاب او به هر دلیلی منتفی است، این مسئولیت باید به مدیری جوان، فنی و توانمند از بدنه صنعت سپرده شود، نه به گزینهای که صرفاً از حمایت جریانهای سیاسی برخوردار است.
صنعت نفت دیگر فرصتی برای آزمونوخطا ندارد؛این صنعت نه ناپدری میخواهد و نه مدیری که تازه قرار است پیچیدگیهای نفت را بشناسد. امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیری از جنس خود نیاز دارد؛ مدیری که صنعت را بشناسد، توان اداره آن را داشته باشد و رئیسجمهور نیز با تمام توان از او حمایت کند. انتخاب حمید بورد میتواند نخستین پاسخ به این ضرورت باشد و اگر چنین انتخابی صورت نمیگیرد، دستکم نباید فرصت مدیریت را از نسل جوان و شایسته همین خانواده دریغ کرد.
تا این لحظه منبع مستقل دیگری این خبر را منتشر نکرده است.
بررسی خودکار: مقایسه با خبرهای ۷۲ ساعت اخیر منابع دیگر و اعتبار پایهی منبع؛ جایگزین داوری انسانی نیست.منبع: نفت ما