همه‌ی اخبار

یک کارشناس اقتصادی: نرخ بهره بالا و تورم سوخت اقتصاد آمریکا را به سمت رکود سوق داده است

ایسناتأیید نسبی

یک کارشناس اقتصادی گفت: ترکیب مرگبار نرخ بهره بالا و تورم شدید سوخت، اقتصاد آمریکا را به سمت رکود سوق داده و این کشور را در یک دور تسلسل باطل از بحران‌های مالی گرفتار کرده است.

مجید گودرزی، در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به اینکه جنگ‌های اخیر فراتر از محاسبات نظامی و سیاسی پیش رفته، بر تبدیل شدن تنش‌های منطقه‌ای به یک جنگ اقتصادی جهانی تأکید و اظهار کرد: واقعیت این است که پیش از وقوع جنگ، هیچ‌کس بر اساس معیارهای نظامی، اقتصادی یا سیاسی، وقوع چنین رویدادی را پیش‌بینی نمی‌کرد؛ چراکه این اتفاق از نظر توجیه منطقی، قابل پذیرش نبود.

وی افزود: با این حال، وقتی جنگ آغاز شد، فشارها برای پاسخگویی به عدم پیش‌بینی این وضعیت افزایش یافت؛ اما همواره با صراحت تأکید می‌کردیم که این یک «جنون جنگی» است. هر جنگی باید بر اساس اصل هزینه-فایده باشد، اما در محاسبات طرف‌های درگیر، چندین مورد کلیدی وجود داشت که هیچ‌کدام محقق نشدند.

این کارشناس اقتصادی با تأکید بر اهمیت جغرافیای سیاسی منطقه، بیان کرد: تنگه هرمز یک تنگه راهبردی و استراتژیک در سطح جهان است. زنجیره تأمین بسیاری از صنایع در سطح دنیا به حوزه خلیج فارس وابسته است. برای نمونه، ایران پیش از این جنگ، تنها در بخش محصولات پتروشیمی بیش از ۱۰۰ میلیون تن ذخیره و تولید داشت که همگی در زنجیره تأمین کالاها و صنایع مختلف، نقش اساسی و حیاتی ایفا می‌کردند. اکنون این رویه، اثرات شدیدی بر اقتصاد جهانی گذاشته و جنگ را از یک سطح منطقه‌ای به یک جنگ اقتصادی جهانی تبدیل کرده است که تقریباً تمام کشورهای دنیا از آن متضرر شده و تحت فشار قرار گرفته‌اند.

بحران تورم سوخت و سقوط ذخایر استراتژیک در آمریکا

گودرزی به تحلیل وضعیت اقتصادی ایالات متحده پرداخت و گفت: در حال حاضر، آمریکا با وضعیت بی‌سابقه‌ای در بخش انرژی روبروست. قیمت سوخت در این کشور حدود ۱۸ برابر تورم عمومی و قیمت گازوئیل تقریباً ۱۳ برابر تورم عمومی آن‌ها افزایش یافته است. این نشان‌دهنده آن است که سوخت، تورمی بسیار بالا و ویرانگر در این کشور پیدا کرده است. علاوه بر این، ذخایر استراتژیک آن‌ها به کف ۴۰ سال گذشته رسیده و روند آن هر روز بدتر می‌شود.

وی افزود: ذخایر استراتژیک سوخت ژاپن واقعا با یک سقوط واقعی روبرو است. شدت فشار بر این کشور به حدی است که آن‌ها مجبور شده‌اند نفت‌کش‌های خود را با اسکورت جنگنده حرکت دهند که این خود نشان‌دهنده قرار گرفتن آن‌ها تحت فشار بسیار شدید است.

این کارشناس اقتصادی به استراتژی‌های آمریکا در حوزه انرژی اشاره و بیان کرد: آمریکایی‌ها پس از دستیابی به نفت ونزوئلا، با طمع فشار بر چین، تلاش کردند از نفت ایران نیز به عنوان یک سلاح استفاده کنند. هدف آن‌ها این بود که با کنترل منابع انرژی، بتوانند به تلافیِ وابستگی چین به خاک‌های کمیاب (که منشا فشار دائمی بر اقتصاد آمریکا است)، پاسخ دهند. آن‌ها از یک سو پالایشگاه‌ها و ذخایر نفتی روسیه را از طریق جنگ در اوکراین مورد هدف قرار دادند و از سوی دیگر سعی کردند با کنترل نفت ایران، اقتصاد چین را تحت فشار قرار دهند.

گودرزی تاکید کرد: خوشبختانه این سناریو محقق نشد. چینی‌ها به خوبی می‌دانند که هدف اصلی این جنگ، ایجاد عدم توازن در قوا و اعمال فشار اقتصادی بر چین است. اگر آن‌ها بر ذخایر نفتی جهان مسلط شوند، قطعا نفت را به چینی‌ها نخواهند فروخت. از این رو، دفاع از ایران و حاکمیت ملی آن برای چین یک امر بدیهی و مسلم است؛ چراکه در صورت عقب‌نشینی از تعهدات خود، اقتصاد چین بازنده اصلی خواهد بود.

شکست در جنگ تعرفه‌ای و بحران محبوبیت در آمریکا

این کارشناس اقتصادی با اشاره به وضعیت داخلی آمریکا افزود: آمریکایی‌ها پیش از این جنگ نیز با چالش جنگ تعرفه‌ای روبرو بودند و با بسیاری از شرکای سنتی خود دچار تراز تجاری منفی بودند. اکنون با اضافه شدن موضوع افزایش بدهی‌ها، فشارها دوچندان شده است. تورم در آمریکا اخیراً از ۳.۴ درصد به ۳.۷ درصد رسیده که بیش از ۷۰ درصد بیشتر از تورمی است که در دوران انتخابات وعده داده شده بود. این وضعیت باعث سقوط شدید محبوبیت جمهوری‌خواهان و سبد رای آن‌ها شده است، به طوری که احتمال از دست رفتن کنترل کنگره و سنا از سوی آن‌ها بسیار بالا رفته و این موضوع حاکمیت جمهوری‌خواهان را به شدت با چالش مواجه کرده است.

گودرزی در تحلیل نقش متحدان آمریکا در جنگ گفت: موضوع ذخایر ۱۰۰ میلیون بشکه‌ای که قرار بود متحدان آمریکا آزاد کنند، از همان ابتدا یک بلوف سیاسی بود؛ مشخص بود که چنین اتفاقی در ابتدای فصل سرما رخ نخواهد داد. با توجه به رفتارهای نامناسب آمریکا با شرکای خود، آن‌ها از دستورات ترامپ در آغاز فصل سرما تبعیت نکردند. در نهایت، آن‌ها مجبور شدند اوکراین و زلنسکی را قربانی کنند تا بتوانند با جلب نظر روس‌ها، از فشار بحران سوخت خارج شوند.

وی ادامه داد: در این میان، بازنده واقعی اروپایی‌ها بودند؛ آن‌ها با بی‌تدبیری و ناشی‌گری، خود را از سوخت روسیه محروم کردند و در زمین ناهموار آمریکایی‌ها بازی کردند. آمریکایی‌ها به سادگی آن‌ها را دور زدند و اکنون اروپایی‌ها مجبورند بخش بزرگی از اوکراین را به روس‌ها واگذار کنند و با تورم شدید سوخت دست و پنجه نرم کنند.

گودرزی به وضعیت سیاسی آلمان و انگلیس اشاره کرد: سیاست‌های اخیر آلمان، به‌ویژه در قبال ایران، در تاریخ این کشور بی‌سابقه بوده است. تحریم کردن خود و مردم خود برای جلب رضایت آمریکا، پیامدهای سنگینی خواهد داشت که به‌زودی دامن آلمان را خواهد گرفت. در بعد سیاسی نیز، شاهد شکست‌های سنگینی در انتخابات اخیر (جناح مرتس) بودیم که این شکست‌ها پی در پی خواهد بود و بحران نارضایتی‌ها به‌زودی انگلیس و آلمان را نیز در بر خواهد گرفت. آلمان در پرونده ایران یک باخت کلی را تجربه کرده است؛ خباثت‌های سیاسی که در مورد اختلافات آمریکا و ایران به کار گرفته شد، اکنون گریبان خودشان را گرفته و رکوردهای افزایش قیمت سوخت نیز هر روز در حال صعود است.

وی در پاسخ به اینکه نرخ بهره اوراق قرضه آمریکا به بالاترین رقم خود رسیده و این امر با افزایش قیمت نفت همزمان شده است، این پدیده چه نوع تورمی را برای اقتصاد آمریکا رقم می‌زند؟ افزود: به واسطه تحریم‌ها و حساسیت شدیدی که روی این موضوع وجود دارد، وعده‌های انتخاباتی آن‌ها زیر سؤال رفته و اقتصادشان با چالش جدی مواجه شده است. آن‌ها تا جایی که توانستند مقاومت کردند؛ چراکه همواره «افزایش نرخ بهره» را به «تورم خالص» ترجیح می‌دهند، از این رو که تورم تنها تورم می‌آورد، اما نرخ بهره همزمان رکود و تورم (رکود تورمی) را به دنبال دارد و این عواقب بسیار سنگینی برای آن‌ها خواهد داشت.

این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: به واسطه اینکه بدهی‌های دولت آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار فراتر رفته است، آن‌ها مجبور هستند حدود ۳ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) خود را صرف بازپرداخت یا پرداخت سود وام‌هایی کنند که برای جبران این بدهی‌ها اخذ شده است. این در حالی است که آن‌ها در نهایت مجبور به پذیرش این وضعیت شدند و احتمالاً در آینده‌ای بسیار نزدیک، برای مهار نرخ تورم بالاتر، دوباره ناچار به افزایش نرخ بهره خواهند شد؛ رویکردی که یک دور تسلسل باطل از تورم و نرخ بهره را در اقتصاد این کشور رقم خواهد زد.

گودرزی در پاسخ به اینکه در صورت تشدید بحران در تنگه هرمز، آیا واشنگتن ابزار جایگزینی برای مدیریت این شوک عرضه نفت در اختیار دارد؟ گفت: قطعاً خیر؛ تهدیدها هر روز سنگین‌تر می‌شود، به‌ویژه که بسیاری از پایگاه‌های خود را از دست داده‌اند. میزان خسارتی که آن‌ها در این منازعه متحمل می‌شوند با طرف مقابل به هیچ وجه قابل قیاس نیست. برای مثال، اگر در حوزه زیرساخت‌ها موضوع به هدف قرار دادن شبکه برق کشیده شود، خوب است بدانیم که رژیم صهیونیستی تنها پنج نیروگاه دارد که حدود ۵۰ درصد برق آن‌ها را تأمین می‌کند و آسیب زدن به آن‌ها برای ایران بسیار راحت است؛ در عوض، بزرگترین نیروگاه ایران تقریبا ۲.۹ درصد از برق کشور را تأمین می‌کند و پراکندگی و گستردگی زیرساخت‌های نیروگاهی به یک سپر دفاعی قدرتمند بدل شده است.

وی بیان کرد: آن‌ها اگر تمامی موشک‌های خود را خرج کنند، نمی‌توانند بخش برق ایران را از کار بیندازند، در حالی که آسیب‌پذیری زیرساخت‌های آن‌ها بسیار بالاست. از طرفی، پای کشورهای عربی منطقه نیز در میان است و خساراتی که آن‌ها متحمل خواهند شد به‌مراتب بیشتر از ماست؛ موضوعی که فشار بسیار سنگینی را به آمریکایی‌ها و متحدانشان وارد می‌کند.

این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: برخی به اشتباه خسارت مالی آمریکا در این جنگ را حدود ۴۰ میلیارد دلار برآورد می‌کنند، اما واقعیت این است که آن‌ها تازه متوجه شده‌اند تجهیزات سنگین آن‌ها مانند ناوهای هواپیمابر در جنگ‌های آینده کارایی ندارد و مجبور هستند تمام این ادوات را جایگزین کنند؛ اقدامی که به صدها و چه‌بسا هزاران میلیارد دلار سرمایه برای جایگزینی فناوری‌ها و تجهیزات جدید به جای ادوات ناکارآمد نیاز دارد. این بحران در نهایت یک ضربه سخت به آن‌ها و یک برگ برنده برای ایران بود که اکنون می‌تواند به تنهایی در برابر آن‌ها ایستادگی کند اما ایستادگی و سیاست‌های اصولی ایران، آن‌ها را به تمام معنا ناکام گذاشته است.

راستی‌آزماییتأیید نسبی۴۶٪

خبرهای مشابهی در منابع دیگر هست، ولی داور خودکار هنوز هم‌خوانی‌شان را بررسی نکرده است.

همین رویداد در منابع دیگر:

بررسی خودکار: مقایسه با خبرهای ۷۲ ساعت اخیر منابع دیگر و اعتبار پایه‌ی منبع؛ جایگزین داوری انسانی نیست.

منبع: ایسنا