اضطراب استفاده از هوش مصنوعی بین کارمندان باسابقه و نسل جدید

استرس از دست دادن جایگاه برخی مشاغل بدلیل استفاده از هوش مصنوعی، تمرکز و انگیزه کارمندان را تحتتأثیر قرار داده که رفع نگرانیها و چالشها و همچنین استفاده از فناوریهای جدید، نیازمند شفافسازی و مدیریت هوشمندانه از سوی سازمانهاست.
مجتبی غنیموخر، روانشناس در گفتوگو با ایسنا، در خصوص تفاوت اضطراب ناشی از کاربرد هوش مصنوعی میان نسل Z و کارمندان باسابقه گفت: تفاوتهایی هست، اما نمیتوان یک نتیجه کلی و قاطع گرفت. نسل جوان معمولا راحتتر با ابزارهای جدید کار میکنند، ولی چون تازه وارد بازار کار شده، نگران است که پلههای اول رشد، یعنی همان کارهای ساده و آموزشی را نیز هوش مصنوعی انجام دهد.
وی افزود: کارمندان باسابقه معمولا تجربه و اعتبار بیشتری دارند، اما احتمالا بیشتر نگران بیارزش شدن مهارتهایی هستند که سالها ساختهاند و ممکن است از یادگیری دوباره بترسند. مثلا یک کارمند جوان نگران است «کسی به من فرصت یادگیری میدهد؟» و یک کارمند باسابقه نگران است «آیا هنوز به تجربه من نیاز هست؟»، پس احتمالا سن بهتنهایی تعیینکننده نیست؛ حمایت سازمان و اعتماد به توانایی، خود معمولا اهمیت بالاتری دارند.
تاثیرات منفی استرس شغلی بر تمرکز، انگیزه و بهرهوری
غنی موخر درباره تاثیر استرس از دستدادن شغل بر تمرکز، انگیزه و تعهد کارمندان در مواجهه با هوش مصنوعی، بیان کرد: استرس از دستدادن شغل بخشی از ظرفیت ذهن را اشغال میکند. کارمند وقتی مدام نگران آینده است، تمرکز کمتری برای کار اصلی دارد، اشتباهاتش بیشتر میشود و خلاقیتش کم میشود. افت انگیزه هم خود را شاید به شکل «تلاش من فایدهای ندارد» نشان دهد یا تجربه کاهش تعهد ممکن است به این شکل باشد که بعضیها از سازمان فاصله بگیرند، فقط حداقل کار را انجام داده یا خیلی جدی به ترک سازمان فکر کنند. مثلا کارمندی که شنیده «شاید نیروها تعدیل شوند»، ممکن است دیگر ایده تازهای مطرح نکند و فقط سعی کند دیده نشود، اگر این استرس طولانی شود احتمالا به خستگی مزمن و فرسودگی هم منجر میشود.
این روانشناس با اشاره به مقاومت کارمندان در برابر استفاده از فناوریهای جدید تصریح کرد: مقاومت یا پنهانکاری بهخودیخود همیشه بد نیست، گاهی ممکن است نشانه دقت و نگرانی منطقی باشد، اما وقتی زنگ خطر است که به الگو تبدیل شود. مثلا فناوری رسما معرفی شده ولی عملا کسی از آن استفاده نمیکند یا برعکس کارمندان پنهانی از ابزارها استفاده میکنند و میترسند بگویند. این یعنی ترس از قضاوت یا جایگزینشدن بیشتر از اعتماد است.
به گفته وی، مدیران و منابع انسانی میتوانند برای استفاده از فناوریهای جدید، ذهن تیم را آماده کنند. مهمترین کار، شفافیت پیش از اجراست. مدیر بهتر است زودتر و صادقانه توضیح بدهد که فناوری چرا آمده، چه کاری را آسان میکند و برای نقشها چه معنایی دارد. اگر قرار نیست کسی جایگزین شود، باید همانجا و روشن گفته شود. سپس آموزش تدریجی و فرصت تمرین بدون ترس از اشتباه اهمیت دارد.
غنیموخر در پایان اظهار کرد: استرس ناشی از ورود هوش مصنوعی به محیط کار، تمرکز و انگیزه کارکنان - چه نسل جوان و چه افراد باسابقه - را تحتتاثیر قرار میدهد و میتواند به مقاومت، پنهانکاری یا فرسودگی شغلی منجر شود. برای مدیریت این چالش، سازمانها باید پیش از اجرای ابزارهای جدید شفافسازی کنند، آموزش تدریجی داشته باشند و فضایی امن برای طرح نگرانیها ایجاد کنند. در سطح فردی نیز تقویت ذهنیت رشد، پذیرش عدم قطعیت و تکیه بر مهارتهای منحصربهفرد انسانی، کلید اصلی سازگاری با این تغییرات است.
خبرهای مشابهی در منابع دیگر هست، ولی داور خودکار هنوز همخوانیشان را بررسی نکرده است.
همین رویداد در منابع دیگر:
- هوش مصنوعی و آینده اقتصاد آمریکا؛ چرا طلا و نقره سقوط کردند؟
- ماشین قدرت | پشت وعدههای هوش مصنوعی چه منافع و هزینههایی قرار دارد؟ | قدرت هوش مصنوعی فقط در آنچه ماشینها محاسبه یا تولید میکنند خلاصه نمیشود
- به کارگیری هوش مصنوعی در تقویت فناوریهای نوین کشور
- کودکان در عصر هوش مصنوعی
- جدال میان هزینه و فایده در هوشوارهها/ ارزش اقتصادی هوشمصنوعی در حال نمایان شدن است
- هوش مصنوعی تا کجای حریم خصوصی شما نفوذ میکند؟ / هشدار درباره یک دسترسی پنهان
منبع: ایسنا